فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )

188

سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )

به شناخت همين دو شهر كه جز نشانه‌اى و خبرى از خرابى و واژگونى آنان اطلاعى نداريم بسنده كنيم . بلكه همانطور كه در جهان پهناور و وقايع شگفت ايام رازهائى شگرف و امورى ناشناخته هست كه اطلاعات ما دربارهء آنها اندك است . مىتوان باور داشت كه آثار ذيقيمت و تقريبا جاودانى و مقدس چهل منار و شهر پرسپوليس ، اگرچه بر اثر بعد مسافت و واقع بودن در اقصاى مشرق كمتر مورد توجه اروپائيان قرار گرفته است از همهء آثار عتيق شناخته شدهء جهان قديم‌تر باشند . ممفيس « 142 » كه نخست بمناسبت شهرت جهانيش و دو ديگر بسبب دوران طولانى سلطنت سلسلهء شاهانش نخواسته است افتخار قدمت را به شهرهاى نينوا و بابل واگذارد چيزى جز اهرام جالب نظرش كه امروز نيز در معرض مشاهدهء جهانيان است ندارد . اين هرمها تنها تلهائى هستند مركب از قطعات بيشمار سنگ و فاقد هرگونه زيبائى و ظرافت و عارى از هرگونه هنر معمارى ، بطوريكه جز از لحاظ عظمت غول‌آسايشان تحسين‌برانگيز نيستند و تازه شهرت اين بناها مديون سفرهاى پىدرپى سياحتگران اروپائى به كشور مصر در گذشته و حال است . اما چهل منار از لحاظ تنوع پيكرنگارى و علو معمارى واجد بسيارى خصوصيات بارز است كه براى مردم عصر ما دلربا و تحسين‌برانگيز است . كمال ، صلابت و زيبائى انبوه سنگهاى مرمر و يشم در اين بنا به حدى است كه هيچ ستونى از آن را نمىتوان يافت كه خود به تنهائى اثرى نادر و كامل نباشد . پس از آنكه ديدارى ويژه از اين بنا به عمل آورديم در سراشيبى كوه به گورى برخورديم كه گويا اين بناهاى عظيم جز به افتخار آن برپا نگرديده است . مىتوان گفت بنيادگذار اين بناى مجلل و تحسين برانگيز خواسته است بدين‌وسيله ياد عظمت و قدرت خويش را نزد اخلاف جاودانى كند و اين همان سودائى است كه فراعنهء مصر را به ساختن بناهاى تودرتوى اهرام واداشت . و چون اين ساختمان مركب

--> ( 142 ) Memphis