فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )
173
سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )
كاريهائى چنان ريز ، اما كامل و روشن تزئين گرديده بود و تازه مىنمود كه گفتى چند سالى بيش از حجارى آنها نمىگذرد . در فاصلهء ده يا دوازده پى از درگاه ستونى بزرگ ديده مىشود استوار بر پايهاى با ارتفاع و كلفتى ديگر ستونهائى كه به زودى از آنها سخن خواهيم گفت . دو ثلث داخل درگاه داراى بريدگيهايى گود و عمودى بود و ثلث ديگر كه محاذى قسمت عقب مجسمهها قرار مىگرفت از سرستونها و خرد و ريزهائى از هر دست انباشته بود كه احتمالا برخى از انواع سرستونهاى ما نيز در آنها يافت مىشود . چنان كه اينجا و آنجا در طول سه ذراع نيز در برابر ستونى كه ياد كرديم سرستونهائى به بزرگى دو سه پى ديده مىشد . اما نه اين ستون و نه سرستونها هيچيك از مرمر سياه ساخته نشده بودند بلكه از مرمر سفيد بودند ، بر اثر گل و خاكى كه بر آنها چسبيده و نشسته بود و بارانى كه آنها را شسته و خراب كرده بود سپيدى اوليه را از دست داده بودند . در ده قدمى آنسوتر از اين ستون ، درگاهى ديگرى بود استوار بر دو اسب ديگر با همان شكل و بزرگى اسبهاى درگاه نخستين ، چنان كه ستون مرمر سپيد درست در وسط دو درگاهى يا رواق قرار مىگرفت و با رواقها ، معا دو دروازهء ورودى صفهاى بزرگ را كه همچون حياطى بود تشكيل مىدادند . در اين حياط بيست و هفت ستون ، هريك استوار بر پايهاى وجود داشت و چنان مرتفع كه ايرانيها و عربها آنها را ( القرانيس ) مىنامند كه برجهاى بلند باريكى هستند كه مساجد معتبر خود را ، بخصوص در شهرهاى بزرگ با آنها مىآرايند - چنان كه پيشتر در توصيف شهر شيراز گفتهايم . اين ستونها در اصل در شش رده ساخته و نهاده بوده است . در هر رده هشت ستون چنان كه از جاى پايهها و احتساب ستونهاى موجود معلوم بود تعداد كل آنها بدون محاسبهء ستونهاى درگاهها چهل و هشت بوده است و بيشك قسمتى از ستونها بر اثر زلزلههائى كه در طول قرون در اين نواحى حادث گرديده افتادهاند . زيرا ستونهاى شكستهء بسيار و برخى نيمه در خاك فرو رفته و بسيارى قطعات پراكنده در اينجا