فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )

174

سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )

و آنجا به چشم مىخورد كه همگى از گل پوشيده بودند . بين اين ستونها و ستونهائى كه در دست راست طرف شهرك يا سربالائيهاى ورودى واقع شده‌اند تفاوتهائى هست . بدين‌معنى كه ستونهاى اخير نه سر دارند و نه سر ستون و داراى بريدگيهاى عمودى سرتاسرى هستند ، اگرچه روى تنها يكى از آنها نيمه‌اى از يك اسب بدون سر و دست از جنس مرمر خود ستون باقى بود كه حدس زده مىشد بر اثر يكى از همان زمين‌لرزه‌ها كه پيشتر گفته‌ايم ، يا بر اثر صاعقه‌اى بدان وضع درآمده باشد زيرا علاوه بر آنكه جز قسمت جلو بدن اسب ، يعنى سر و دستها ، نيفتاده بود قسمت باقيمانده كاملا از دايرهء محيطى ستون خارج گرديده بود ، چنان كه تصور مىشد هر آن سقوط كند و بسبب وزن بسيار ، دوامش در آن حالت غيرممكن مىنمود . و از همين‌جا مىتوان حدس زد كه ستونهاى ديگر نيز سرستونهائى از انواع مجسمه‌هاى ايستاده يا نشسته شبيه بدانچه در طول چند قرن بعد از آن در قسطنطنيه بوجود آمده است داشته‌اند . ستونهاى دست راست بسبب آنكه كاملا نظيف و تا بالا داراى بريدگيهاى عمودىاند - بدون آنكه سر ستون يا زينت ديگرى داشته باشند - از زيبائى كامل و قرينه‌سازيهاى شايان توجهى برخوردارند بطورىكه به زحمت مىتوان در سر تا پاى آنها نقصى مشاهده كرد كه جبران آن لازم باشد . اين ستونها بقدرى عظيمند كه غيرممكن است بتوان آنها را از يك سنگ تراشيد چنان كه ناچار شده‌اند آنها را از چند قطعه بسازند . با اين‌حال اين قطعات چنان با مهارت به يكديگر متصل شده‌اند و ستونها چنان صاف و هموارند كه براى تشخيص چند قطعه بودن آنها بايد با دقت هرچه بيشتر از نزديك مورد معاينه‌شان قرار داد . با اين‌همه برخى معتقدند كه ستونها از يك قطعه سنگ ساخته شده بدون آنكه طول زمان صدماتى بر آنها وارد كرده يا چيزى از آنها كاسته باشد . زيرا بريدگى يا شيارهاى عمودى آنها نيز چنان كامل و دست‌نخورده است كه گوئى بتازگى از زير دست كارگر درآمده‌اند . تنها در يك يا دو ستون از اين مجموعه چند