فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )

170

سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )

ميوه‌هاشان اگر هم در حد عالى نباشند حداقل مىتوان آنها را با بهترين مركبات ايالت والنسيا « 135 » ( بلنسيه ) مقايسه كرد . بدين‌ترتيب ما به قدر كافى ثابت كرديم كه اين رودخانه همان رود اراكس « 136 » است كه آنگونه كه در تواريخ آمده است اسكندر كبير در نزديكى پرسپوليس با زدن پلى از آن عبور كرده است و با اين توصيف با قطع و يقين مىتوان از موقعيت اين شهر بزرگ در آن زمان آگاه شد . [ چهل منار ] پس از عبور از رودخانهء بند امير از دشتى بزرگ كه نهرها و جويبارهاى زيادى منشعب از همين رودخانه آن را قطع مىكرد و در جاىجاى آن دهكده‌هاى پرجمعيت و گله‌هائى از انواع حيوانات اهلى به چشم مىخورد گذشتيم . از آن پس بود كه در دامنهء كوهى شهرك زيبا و دلپسند مشهد مرغاب را مشاهده كرديم . اين شهرك چنان در انبوه درختان پنهان شده بود كه از دور همچون جنگلى مركب از چندين باغستان به نظر مىآمد . در همين‌وقت بود كه انتهاى ستونهاى چهل منار نيز بر ما ظاهر شد . سفير ساعت يازدهء صبح به مشهد مرغاب رسيد . وى در اين شهر خانه‌اى بسيار مناسب با مقاديرى آذوقه و هوائى بسيار خنك و مطبوع و آبى گوارا يافت . چنان كه بى فوت وقت آن را بر همهء جايهائى كه تا آن‌روز در ايران منزل كرده بوديم ترجيح داد و چون بدون‌شك اين مكان مقر اصلى پرسپوليس قديم بود ، سفير خواست بداند از جنوب به شمال ، در چه فاصله‌اى از شيراز قرار گرفته است . به همين جهت ارتفاع محل را با دقت اندازه گرفت و دريافت كه اين مكان در بيست و هشت درجه و پنجاه دقيقه قرار گرفته و فاصله‌اش از خط استوا بسيار بيشتر از شيراز است . عاليجناب بعد از ناهار طبق معمول به استراحت پرداخت و آنگاه به صرافت افتاد كه از بناى بزرگ و بسيار مشهور چهل منار -

--> ( 135 ) Valence ( 136 ) در « فرهنگ معين » ، ذيل كلمهء آراكس آمده است : « نام دو رودخانه بوده است : 1 ) رودخانه‌اى كه از نزديك تخت جمشيد مىگذشته و با رود مدوس به خليج فارس مىريخته 2 ) رودخانهء ارس كه مرز ميان ايران و قفقاز است و با رودخانهء كر كه از تفليس به آن متصل مىشود در ( ساليان ) به بحر خزر مىريزد . » . م