فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )
169
سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )
بين اين دو شهر نه اين رودخانه و نه هيچ رودخانهء ديگرى جارى نيست و به چشم نمىخورد ، و اين چيزى است كه ما با مدعاى پيشين ما مغايرت دارد . زيرا اگر مسير پيش گفتهء ما درست باشد اين رودخانه بايد قطعا از راه بين اصفهان و كرمان بگذرد . پس ناگزير اين مشكل را بايد چنين حل كنيم كه يا بايد همهء آب اين رودخانه پيش از رسيدن به دريا بوسيلهء تعدادى مجارى و كانال از مسير اصلى منحرف گردد كه امرى غيرممكن است - يكى به جهت آنكه رودخانه بزرگتر از آنست كه بدينترتيب تمامى آبش هدر شود و ديگر بدان سبب كه آبهاى كانالهاى فرضى نيز بايد سرانجام به مسير رودخانه بپيوندد - و يا آنكه رودخانه بايد از طريق صحراى كارامانى ، بين كرمان و پاسارگاد ، در نزديكى جزيرهء هرمز ، به خليج فارس بريزد . در صورتى كه مسلم است كه رودخانهاى بدين بزرگى به خليج فارس نمىريزد . بدينجهت سفير بعدها ، هنگام بازگشت به اصفهان ، بر آن شد كه از چندتن از اهالى استفسار كند كه آيا در ناحيهء برامى « 134 » كه در موغستان و در چهار فرسنگى هرمز واقع است ، يا در حوالى آن ، رودخانه يا نهرهاى كوچكى به دريا مىريزد ؟ و همگى آنان به سفير اطمينان دادند كه به چشم خود ديدهاند و يقين دارند كه يك رودخانهء بزرگ از طريق دو مصب كه يكى بسيار بزرگتر از ديگرى است به دريا مىريزد و هردو مصب چنان عريضند كه زورقهاى بزرگ مىتوانند بدانها وارد شوند . آب رودخانه جالب توجه است و همهء زمينهاى ناحيهء مجاور را آبيارى مىكند و موجب حاصلخيزى آنها مىگردد و بسبب نام همين رودخانه ايالت واقع در دو كرانهء آن را برامى مىنامند . سفير ، هنگام بازگشت به هرمز از اين موضوع كاملا مطمئن شد . وى برخى از خدمهء خود را بدان ناحيه فرستاد و آنان آنچه را بيان كرديم تصديق كردند و از عجايب زيبائيهاى آن ناحيه سخنها گفتند . از جمله از انواع درختان خرما و نارنج و ليموترش و انبوهى آنها كه از آب همان رودخانه آبيارى مىشوند و
--> ( 134 ) Brami