فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )
143
سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )
بينوايند . شيراز را به سبب دشت زيبا و موقعيت مناسبش در زبان فارسى رام زمين « 114 » يا شهر هموار مىنامند . اگرچه زمين شهر و سراسر صحرايش كه بين كوهها و رودخانه و پل فسا قرار گرفته همچون ايالت لار طبيعتا خشك و لم يزرع است مع ذلك قناتها و آبدانهاى فراوانى دارد كه آبشان شيرين و گوارا است . بيشتر اين قناتها از زمانهاى بسيار قديم و دورترين مكانها ، از زير زمين به شهر هدايت شدهاند و سرچشمهء همهء آنها چشمههاى آب شيرين است . بطورىكه همين كوهها كه در حقيقت صخرهاى بيش نيستند در حاصلخيزى و آبادانى اين صحراى زيبا و مطبوع سهيماند . با اينكه مردم شهر با استناد به كتب تاريخى خويش مىگويند عمر شيراز بيش از هفتصد سال نيست و اين شهر مدت زمانى بعد از تسلط اعراب بر ايران بنياد گرفته است ، اگر به داستانهاى كهن كه خود بدانها معتقدند ، بخصوص فتوحات برجسته و كارهاى جالب توجه پادشاهى قديمى به نام جمشيد ، كه پيش از تاريخ مدون ايرانيان مىزيسته است معتقد باشيم ، بايد بپذيريم كه بنياد شهر شيراز در ازمنهء بسيار دور تر نهاده شده است . با اينكه همگان در مورد زمان تولد و حكومت اين قهرمان متفق القول نيستند مع ذلك كسانى كه تنها به افسانه اكتفا نمىكنند و با احتياط بيشترى سخن مىرانند ، مىگويند اين پادشاه هزار سالى پيش از طوفان نوح مىزيسته است . بر اساس اين افسانه مىتوان انگاشت كه اين پادشاه يكى از اولين و مقتدرترين فرمانروايان آشور بوده است . مىگويند اين مجارى بزرگ و تحسينبرانگيز كه با شكافتن و بريدن كوههاى بزرگ بين شهر و چشمهها پديد گشتهاند و سراسر دشت شيراز را آبيارى مىكنند به فرمان وى ساخته شده است . بدينوسيله ، آن مقدار آب براى شيراز تدارك شده است كه اگر همهء قناتها و نهرها به هم مىپيوستند رودخانهاى بزرگ پديد مىآمد . كوتاه سخن آنكه هيچ كار شگرف و تحسين برانگيزى در اين ايالت انجام نگرفته است مگر آنكه شاه
--> ( 114 ) Iramzami