فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )

2

سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )

حصارى چند در خشكى تشكيل مىداد . پادشاه اين كشور كوچك تحت حمايت و سلطهء پرتغاليها بود بطوريكه عايدى وى از كشور خويش جز مستمريى نبود و به عبارت بهتر پرتغاليها با ساختن قلعه‌اى در جزيرهء هرمز و استحكاماتى در ديگر نواحى بسيار معتبر آن ، اين جزيره و توابع آن را حوزهء فرمانروائى و ملك طلق خويش مىدانستند . از طرف ديگر شاه عباس ، فرمانرواى مشهور ايران كه ايالت لار را تصرف كرده بود به عللى كه پيترو دلاواله « 2 » در سفرنامه خويش نقل كرده است تصميم داشت هرمز را به تصرف درآورد ، اما از آن جهت كه در آن تاريخ با عثمانيها در جنگ بود و تصميم داشت با عقد پيمان اتحادى با دربار اطريش آن دشمن قدرتمند را مرعوب كند ، نمىخواست به زودى با اسپانيائيها درافتد . شاه ايران با اين‌كه بيم داشت اسپانيائيها احتياطات لازم را به عمل آورده استحكامات هرمز را تقويت كنند يا با به كار انداختن نيروى دريائى قدرتمندى در درياى سرخ و مسلح كردن اعراب و ملل همسايهء ديگر - كه بىنهايت از تسلط خوشنتبار ايران تنفر داشتند - از جزيرهء هرمز به دو ضربتى سخت وارد كنند ، قادر نبود پيش از متاركهء جنگ يا مصالحه با عثمانيها كار هرمز را تمام كند . بنابراين او كه در فريبكارى در جهان نظير نداشت معتقد شد كه تنها وسيلهء مناسب براى پيشبرد مقاصدش سرگرم كردن پادشاه اسپانياست و بدين‌منظور رابرت شرلى « 3 » را كه مليت انگليسى داشت اما دخترى از خويشاوندان شاه ايران را به زنى گرفته بود نزد پادشاه اسپانيا فرستاد . اين رابرت شرلى برادر آنتونى شرلى « 4 » نامى بود كه از سال 1604 ( 1013 ه ق ) همراه با سفير ديگرى از همين پادشاه نزد همهء شاهان مسيحى اعزام گرديده بود تا آنان را به تشكيل اتحاديه‌اى عليه دولت عثمانى برانگيزد . شاه عباس رابرت شرلى را به خدمت گرفته بود تا وعده‌هائى به شاه اسپانيا بدهد و او را مطمئن كند كه مايل است تجارت ابريشم از طريق هرمز را منحصرا به اسپانيا

--> ( 2 ) PIETRO DE LA VALLE ( 3 ) Robert Shirlev ( 4 ) Antony Shirley