فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )
139
سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )
شگفتآورند ، همچنين مقاديرى غيرقابل تصور پسته و بادام و گردو كه در سراسر جهان نظيرشان يافت مىشود . در شصت هفتاد پائى حرمسرائى كه از آن نام برديم ، در برابر يكى از اضلاع آن ، استخرى بزرگ و زيباست كه براى رسيدن بدان از چهار پنج پله بالا مىروند . دورادور استخر گذرگاهى است به عرض بيست پا كه با همان آجرهاى اطراف حرمسرا مفروش گرديده است . براى پوشيدن هر بدنهء استخر ، كه مربع شكل و عمق آن سه ذراع است ، يكصد آجر مرمر به كار رفته است به همين جهت منظرهاى بديع دارد . در فاصلهء هرسه ذراع از گذرگاه كنارهء استخر ، پلهاى هست كه همان اندازه عرض دارد و به شكل پلكان تئاتر ساخته شده است . از اين پلهها پائين مىروند و نزديك آب مىرسند . در استخر براى تفريح و هواخورى خانمها ، هنگامىكه در حرمسرا باشند ، دو زورق بزرگ هست . چون هنگام اقامت سفير در ساختمان اصلى باغ زنى در حرمسرا نبود ، استخر در اختيار وى و خدمهء او بود و خود حرمسرا را نيز براى سكونت همراهانى كه در ساختمان اصلى جائى براى آنها نبود در اختيار سفير گذاشته بودند . اين استخر از سهطرف به اندازهء چهار پنج پله از زمين حرمسرا بلندتر و پهلوى چهارم آن همسطح باغ است . از طريقجوئى بعرض سه و عمق نيم پا آب فراوان بسيار زلال از باغ به استخر وارد مىشود . اين جويبار همواره تا حدود گذرگاه آجرى اطراف استخر لبالب از آب است . آب پس از عبور از استخر از طريق جوى ديگرى كه مقابل جوى نخستين واقع شده است از شكافى كه در سنگ مرمر كنارهء استخر به شكل صدف ايجاد كردهاند خارج مىشود و بار ديگر به باغ مىريزد . آب استخر هنگام خروج از شكاف صدفى شكل ، اشكال و مناظرى چنان زيبا به خود مىگيرد كه گوئى از ظرفى كه از گرانبهاترين بلور ساخته شده باشد خارج مىشود . پس از درى كه روبروى در خروجى اولين خيابان محصور در سروها كه از آن سخن گفتهايم قرار گرفته است ، خيابان مشجر ديگرى كه باز هم محصور در سروها چنارها و