فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )
140
سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )
نارونهاست و طول آن برابر خيابان نخستين است آغاز مىگردد كه به ديوار باغ ختم مىشود . از آخر اين خيابان نيز خيابانهاى متعدد ديگرى مشجر به نارونهاى سفيد منشعب مىگردند كه همهء جوانب باغ را دربرمىگيرند . اين خيابانها همانطور كه گفتهايم بين خود قطعات مربع شكلى به وجود مىآورند كه انباشته از درختهاى ميوه است . در حواشى همهء اين خيابانها پرچينهائى مركب از بوتههاى گل سرخ كشيدهاند كه از گل آنها ، آنگونه كه باغبانها مىگويند ، گلابى بسيار اعلا مىكشند كه به مقدار زياد به هرمز و از آنجا به هندوستان صادر مىگردد و در اقصى نقاط هند با قيمت خوب به فروش مىرسد . اين گل سرخ همان است كه در اسپانيا روزاد الكساندريا « 111 » و در فرانسه ، روز دو پروون « 112 » ، ناميده مىشود و داروهائى كه از آن مىسازند براى درمان همان دردها به كار مىرود كه اروپائيان به كار مىبرند . اما با اينكه گل سرخ بعنوان داروئى گرمىزا به كار مىرود بالعكس گلابى كه از آن مىگيرند ، همچون گلابى كه در اروپا از گل سرخ معمولى گرفته مىشود ، سرد و خنككننده است . اين خاصيت خنكى خيلى عجيب نيست زيرا تجربه آن را ثابت كرده است ، بطورى كه پزشكان و جراحان در مرض باد سرخ و نزلهء گرم ، ماليدن اين دارو را به پوست بدن تجويز مىكنند و اگر هنگام تب شديد آن را در دهان بگيرند درجهء حرارت بدن پائين مىآيد . برخى از خدمهء سفير عملا اين دارو را به كار بردند و تسكين يافتند . در خاتمهء سخنانم دربارهء اين باغ بايد بگويم كه در گوشه و كنار آن بيشههائى از درختان خودرو و جنگلهائى از نى و جگن ، از آن نوع كه معمولا در كنار جويبارها مىرويند ، وجود دارد . اين نيزار هنگام روز كنام تعدادى كفتار يا حيوانات كوچكى است كه در اسپانيا آديو « 113 » ناميده مىشوند و در حقيقت نوعى سگ بربرستانى است شبيه آنچه در گوآ ديده بوديم . اين حيوانات بمحض تاريك شدن هوا ، براى يافتن طعمه بطور گروهى از نيزار خارج مىشوند . چون هنگام اقامت سفير
--> ( 111 ) Rosa d'Alexandria ( 112 ) Rosa de Provins ( 113 ) adive