فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )
132
سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )
خيابانى بسيار بزرگ آغاز مىشد كه دو هزار پا طول و نود پا عرض آن بود . اين خيابان به يكى از خانههاى شاه كه سفير بايد در آن منزل مىكرد ختم مىگرديد . و بسيار راست بود چنان كه گفتى با مساحى دقيق طراز شده باشد . در دو طرف آن ديوارى گچاندود به ارتفاع يك نيزه بود اما خانهاى كه بر آن مشرف باشد وجود نداشت . پشت ديوارها در دو طرف ، باغهاى زيبائى بود پر از درختان ميوه و با چند عشرتكده كه تا دو ثلث خيابان را از دو طرف دربر مىگرفتند . اين خانهها نيز ملك شاهاند و اگرچه اطاقهاى كمى دارند ساختمانشان بسيار محكم و داراى تالارها و مهتابيهاى زيبا است كه برخى مشرف بر خيابان است . خيابان بقدرى پهن و صاف است كه اهالى از آن براى اسبدوانى و تيراندازى با كمان استفاده مىكنند . مهتابيهاى قسمت ديگر بناها مشرف بر باغهائى است كه از هر دوطرف تا نيم فرسنگ بال گستردهاند . در وسط اين خيابان عريض شش ستون از مرمر سفيد ساخته شده بود به كلفتى دو پا و ارتفاع نيم نيزه كه دو به دو كنار يكديگر قرار گرفته بودند و فاصلهشان از ستونهاى ديگر پانزده تا شانزده پا بود . از اين ستونها بعنوان مانع براى تمرين سواركارى استفاده مىشد . بمحض خروج از دروازه در مدخل آن تداركات حاكم و نمايندهء شاه را براى پذيرائى از سفير مشاهده كرديم . اگرچه ميزبانان از قابليت و قريحهاى كه اروپائيان در نظاير اينگونه امور از خود بروز مىدهند برخوردار نبودند ، سفير در برابر حسن ظنى كه از جانب مردم به وى ابراز مىشد تعارف و تشكر لازم را بجا آورد . جمعيت پياده و سوار در سرتاسر خيابان موج مىزد . در ميان آنها دو رديف رقاص مشاهده مىشد - يك رديف زن و رديف ديگر شش يا هفت پسر با موهائى بلند همچون زنان و دامنهائى كه تا قوزكهايشان مىرسيد ، مانند پسرى گرجى كه در لار ديده بوديم ، از همان نژاد و مليت و رنگ پوستى سفيدتر از اروپائيان . اين پسران نيز از دين آباء و اجدادى خويش دست شسته بودند . زنها نيمه بربر بودند و بسيار بينوا ، با لباسهايى بىقواره . هم زنها و هم پسرها با