فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )

133

سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )

چرخ‌زدنهاى سريع و حركات عجيب و با آهنگ دفها و نىانبانهاى بزرگ - مانند آنچه در لار ديده بوديم - مىرقصيدند . بدين‌ترتيب سفير و همراهان كه بسبب حركات رقاصان در جلوشان بسيار آرام راه مىپيمودند به سى چهل قدمى كاخ شاهى رسيدند كه در پايان اين كوى وسيع و زيبا قرار داشت و بسبب راهروها و ايوانهاى بسيار زيبا و بخصوص ارتفاعش ، منظره‌اى بديع و خوشايند را در نظر مجسم مىكرد . از سطح خيابان بوسيلهء دو پلكان به جلو خان كوچكى رسيديم كه براى ممانعت از وارد شدن با اسب ، بلندتر از سطح جاده ساخته شده بود . نزديك در ورودى قصر ، در وسط اين جلو خان ، استخرى هشت گوش پر از آب چشمه ديده مىشد . سفير در جلو اين دو سه پلكان از اسب پياده شد و فاصله به فاصله چند لحظه‌اى توقف كرد تا كشتىگيرانى را كه بچابكى زورآزمائى مىكردند و گاوهائى را كه به جنگ تحريك مىشدند و قوچهايى را كه با حرارت تمام سرشاخ بودند تماشا كند . در مدتى كه سفير به طرف اطاقش مىرفت نوازندگان و رقاصان بار ديگر به نوازندگى و رقص و پايكوبى پرداختند . سفير بسبب ناراحتى از گرما ميل داشت كمى استراحت كند اما افرادى كه بلافاصله به ديدن وى آمدند به وى مجال استراحت ندادند . در اين ديدار حاكم شهر چند قرابه شراب آورد كه همهء آنها مصرف شد . سفير با اين‌كه معمولا شراب نمىنوشيد براى خشنودى ديداركنندگان ناگزير دستى به جام برد . صبح روز ديگر پيش از آن‌كه سفير از خواب بيدار شده باشد علىبيگ ، قائم‌مقام سلطان ، به ديدار وى آمد و از اين‌كه روز گذشته بسبب كسالت مزاج نتوانسته بود از وى استقبال كند عذر خواست و در اجراى فرمان سلطان ، پيش از عزيمت به جنگ كردها ، هدايائى از هرآنچه تدارك آن در شيراز امكان داشت به وى تقديم كرد . اين قائم‌مقام مردى هفتاد ساله از نژاد تاتار و متولد ناحيهء چركس بود . او نوكر قديمى اللهورديخان و از مقربان فرزندش امامقلى خان بود كه مستقلا و طبق رأى و نظر