فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )
126
سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )
مىشد - آن هم براى فتح بيت المقدس يا دفاع از آن - اكتفا كردند . نتيجه آنكه سرانجام فرانسويان و ديگر اروپائيان با از دست دادن شهرهاى انطاكيه و طرابلس و بيت لحم از سوريه طرد شدند و چون يونانيان نيز هرروز به ضعف و زوال مىگرائيدند ، عثمان حاكم ترك كه قسمت مهمى از بيثينياى قديم را در تصرف داشت و دلير و جاهطلب بود شاهان ترك و همنژاد خويش را منكوب كرد و متصرفات آنان را از دستشان درآورد . با اينكه ارخان پسر عثمان و بعد از او نوهاش مراد كه ژان كانتاكوزنوس « 105 » او را آموريو خوانده است حوزهء حكومتى خويش را بسط دادند و به صورت فرمانرواى مطلق - العنان بيثينيا و قسمتى از فريجى درآمدند اين پيروزيها نيز آنان را از ادامهء زندگانى شبانى باز نداشت . بطوريكه مراد پس از استقرار در بورسا پايتخت بيثينيا ، با اينكه در آن تاريخ خيال تصرف يونان را در سر مىپرورانيد از توجه كافى به گلههاى بز و گوسفند خويش كه در خوش آب و هواترين چراگاه تابستانى ، يعنى كوه المپ واقع در مرز بيثينيا و فريجى مىچريدند غافل نبود . و حتى بعد از آن نيز آنان اين نوع زندگى طبيعى و قديمى را كه اعقابشان از كشور سكاها آورده بودند رها نكردند تا آنكه سلطان مراد ، پس از نفوذ در اروپا و ايجاد تفرقه بين يونان و صربستان و بلغارستان هر روز بر قدرت خود افزود و قسمت مهمى از تراكيه و صربستان و مقدونيه را به تصرف درآورد . مقدونيه را پايتخت قرار داد ، زندگانى چوپانى را به زندگانيى شاهانه مبدل كرد و اين حكومت مستبدهاى را بنياد نهاد كه هماكنون از چنان قدرت وحشتناكى برخوردار است كه سراسر اروپا را به بيم و هراس انداخته است . پسرش ايلدرم با يزيد و نوهاش مراد دوم ، و جانشينان آنها تا سلطان كنونى كه زندگانى در آسيا را رها كردهاند و چنان در اروپا مستقر شدهاند كه گوئى زادگاهشان بوده است بنا بر عادت قديمى آسيائيان ، از ملل مختلف تحت سلطهء خويش سپاهى جديد تشكيل
--> ( 105 ) Jean Cantacusnus