فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )

104

سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )

چند قطعهء بزرگ سيمانى از قلعه را باقى گذاشتند تا نشانى از اين پيروزى و وجود چنان قلعه بوده باشد . در اين مكان منزلهاى خوب و همه‌گونه آذوقه يافتيم و با اين‌كه از هنگام خروج از لار و بخصوص در دو منزلگاه آخرين مطلقا آب گوارا نيافته بوديم ، آب چشمهء مجاور اين دهكده بسيار خوب و خنك بود . روز سيزدهم ، كمى ديرتر از وقت هميشگى ، از بنارو حركت كرديم زيرا منزلگاهى كه در پيش داشتيم بيش از چهار فرسنگ با ما فاصله نداشت و جاده بسيار بهتر از راههائى بود كه تا آن زمان طى كرده بوديم . اين جاده دشتى پهناور را كه بيش از چهار فرسنگ طول و همين مقدار عرض داشت قطع مىكرد . بيشتر زمينهاى دشت زير كشت برنج و جو و پنبه بود و بوسيلهء كانالهاى كوچكى آبيارى مىشد كه از آبدانهاى بزرگى كه بعدا در گين « 85 » ، منزلگاه آينده مشاهده كرديم سرچشمه مىگرفتند . پس از آنكه دو فرسنگ از اين دشت فاصله گرفتيم از دور نخلستانى بزرگ و عريض مشاهده كرديم . هنگام غروب آفتاب بدين نخلستان نزديك شديم و آن را در دست چپ گذاشتيم . به جبران گرماى شديدى كه هنوز در دشت حكمفرما بود نخلها سايهء زيبا و مطبوع خويش را بر ما افكندند و ديدار خوشه‌هاى بزرگ خرماى رسيده كه رنگ درخشانشان با رنگ بهترين طلاهاى جهان برابرى مىكرد شهد لذت به كاممان فرو ريخت . زمين اين ناحيه طبعا خشك و عقيم بود اما به همان شيوه كه در خرم و لار ديده بوديم و در اين زمان نيز در همين نخلستان زيبا مشاهده مىكرديم ، با جارى ساختن آب از راه دور آن را حاصلخيز كرده بودند . آب كانال بزرگى كه از قرنها پيش ، از كوهى بلند در سه فرسنگى مغرب اين ناحيه سرچشمه مىگيرد نه تنها مزارع برنج و جو و نخلستان پيش گفته را آبيارى مىكند ، بلكه در مسير خود چند آسيا را نيز مىچرخاند در صورتى كه كمى دور تر از مسير اين آب ، زمينى را ديديم كه

--> ( 85 ) Guin