غلامحسين افضل الملك

55

سفرنامه خراسان و كرمان ( فارسى )

كارها كرد كه مرا بحيرت انداخت و مرا محبوب القلوب يك مملكتى ساخت . من يك دو تن فقيه بزرگ و چندين تن از فضلاء و دانشمندان كامل در اين شهر ديدم . اگر بخواهم شرح هريك بنگارم از ساير كارها باز ميمانم . لكن در شرح حال سه چهار تن از دانشمندان كه اطلاع كامل دربارهء آنها دارم ميكوشم ولى از نوشتن حال ساير فضلا كه صورتى به بنده نداده‌اند صرف‌نظر ميكنم . اين چند تن را كه من مينويسم در تقديم و تأخير اسامى ايشان از قرارى است كه زودتر يا ديرتر از من ديدن كرده‌اند . اول كسى كه در روز ورود من ديدن كرد جناب مستطاب آقا ميرزا صادقخان اديب الممالك « 1 » مدير و منشى روزنامهء ادب است . هفده سال است كه بنده با اين دانشمند در تهران

--> ( 1 ) - ميرزا صادق خان اديب الممالك فراهانى كه در اشعار تخلص اميرى داشته است از نوادگان ميرزا عيسى قايم مقام اول است . از شعراى قصيده‌گوى و بزرگ دورهء قاجاريه است . شرح حال او در ديوان اشعارش كه بكوشش وحيد دستگردى در آبان‌ماه 1312 شمسى انتشار يافته است مندرج است و بعلاوه خلاصه‌اى از شرح احوالش در جلد دوم كتاب شرح حال رجال ايران صفحهء 159 تأليف آقاى بامداد نوشته شده است كه براى اطلاع بيشتر به كتابهاى مزبور مراجعه شود . وحيد دستگردى در ديباچهء كتاب دربارهء اديب الممالك مينويسد « اديب الممالك بر تمام معاصرين خود بدون استثناء در شعر و شاعرى مقدم است و نسبت آنان با وى نسبت قطره به دريا و ثرى با ثريّا است . بلكه در دورهء تجديد حيات ادبى كه از نشاط اصفهانى آغاز و باديب الممالك ختم مىشود ، پس از حكيم قاآنى و سروش و يكى دو نفر ديگر بر تمام شعرا برترى و تفوّق دارد . در علوم ادب و لغت فارسى و تازى متتبّع و استاد بوده است اديب الممالك داراى تأليفاتى بشرح زير است . صيقل المرآت در جغرافيا . سماء الدنيا در هيئت جديد . تابش مهر . فلك المشحون . تحفة الوالى در عروض . اديب الممالك عصر مشروطيت را درك كرده است و قصايدى در اين زمينه دارد . مدتى روزنامهء ادب را در تبريز انتشار ميداده است و پس از آن در تهران مدتى سردبير روزنامهء مجلس بوده است .