غلامحسين افضل الملك

33

سفرنامه خراسان و كرمان ( فارسى )

خراسان روانه شد به اين مكان رسيد . از باير بودن قنات آگاه گرديد همت بر آباد كردن اينمكان گماشت كه باعث آسايش زوار و قوافل باشد ، لهذا مبالغى بمصارف اينجا رسانيده آب به قدر دو سنگ بيرون آمد . اما آب آن قدرى شورمزه است ، كنون قلعه و باغ و دكاكين در اينجا ساخته شده است . قهوه‌خانهء وسيعى دارد و در اراضى آنجا زراعت ميكنند . زوار مىتوانند كه در اينجا شبانه‌روزى توقف كنند كه راه خود را به ميامى نزديك كنند . در اين سنوات سالى هفتصد و پنجاه تومان اجارهء اينجا است كه به نصير الدوله ميرسد . از اينجا تا ميامى هشت فرسخ است ديگر در وسط راه قريه آبادى نيست مگر آنكه در سر سه فرسخى خيرآباد كه پنج فرسنگى شاهرود است آب‌انبارى است كه آن را شاه عباس ساخته از آب باران پرشده . شش هفت ماه آب دارد . قهوه‌خانه در آنجا است كه از آب‌انبار آب برداشته به مصرف قهوه‌خانه مىرساند . زوار در اينجا پياده شده لحظه‌اى رفع خستگى ميكنند . چون آب اين انبار تمام شود قهوه‌چى براى آشاميدن آب از خيرآباد ميآورد و از براى ريخت‌وپاش از يك چاهى كه در اين‌جا كنده شده است آب ميكشد و آب آن تلخ است . از اين قهوه‌خانه يك فرسخ ديگر كه طى مسافت مىشود باز قهوه‌خانه ديگر است كه اسم آن « رحمت‌آباد » يا « فراش‌آباد » است سبب تسميهء فرّاش‌آباد معلوم است لكن نوشتن آن خالى از فايده است قلعهء فرّاش‌آباد كنون خراب و بىسكنه مىباشد . اين‌جا هم آب روان ندارد از چاهى آب بيرون آورده به مصرف قهوه‌خانه ميرسانند . از اين‌جا هم كه طى سه فرسخ مسافت شود باز كلاته و مزرعه و قهوه‌خانه خوبى است كه در پاى آن آب روان و نهر است . و اين‌جا موسوم به « آب مرجان » است . در خارج از جاده از دور دهات آباد ديده مىشود كه در دامنهء كوه محاذى قلعهء آب مرجان واقع شده است . اسم يك ده « محمدآباد » است اسم ده ديگر « كلاته اسد » است . از اين قهوه‌خانه آب مرجان تا ميامى يك فرسنگ است از آب مرجان كه ميگذرى در خارج از جاده طرف دست راست در دامنهء كوه تا ميامى پنج كلاتهء مختصر ديده مىشود كه قلعه و سكنه ندارد . رعاياى ميامى آمده كشت ميكنند . اين كلاته‌ها از اين قرار است :