ميرزا خانلرخان

51

سفرنامه خانلرخان اعتصام الملك ( فارسى )

انگليس و ساير دول رسيد ، دولت انگليس از آنجايى كه هميشه در هرمورد در حق هركه باشد جز تصديق به حق نمىكند و خير هركس را مىگويد و نشر تربيت را در همه‌جاى عالم طالب و رفاهيت همه مخلوق را راغب است و خير هردولت را در آن مىداند كه با رعيت و ملت خود به رأفت رفتار كند و خلق خدا را از قيد مذلت عبديت برهاند ، بر سبيل نصيحت به دولت روس نوشت كه صلاح و خير تو در اين است كه پلنى آزاد باشد . سخن به اينجا رسيد ، وكيل مدعى ثانيا برخاست كلاه برداشت گفت : من از شما طلب عفو مىكنم كه اول نوشتجات بر سبيل الزام و تكليف بود . پس از آنكه كيسهء وزراى ما از پول امپراطور روس پر شد ، نوشتجات موعظه و نصيحت شد . اين گفت و باز دراز كشيد . مستر ليارد گفت : علاوه بر اين ما در اين نصيحت تنها هم نبوديم ساير دول هم با ما در اين نصيحت شريك بودند و منظورش دولت فرانسه بود . زيرا كه او هم در آزادى پلنى اصرار داشت . خلاصه گفت ، اولا همين كه ما نصيحتى به كسى بكنيم و خير او را بگوئيم و او نشنود و قرض ما نيست كه پول و قشون خود تلف كنيم و ملت خود را متضرر نمائيم ، براى اجراى مصلحت ديگرى . خاصه در صورتى كه در آن نصيحت شريك هم داشته باشيم و شريك ما هم اقدامى به اجراى آن نصيحت نكند . باز اگر او مىكرد و ما تقاعد مىكرديم خالى از ورود ايراد نبود . و در باب دولت دانمارك و فقرهء دوشىها ، نظر تصريح عهدنامه بيان صدق مطلب و حق مسئله كرديم كه چنانچه همه دول يرپ مستحضرند . دوشىها حق كريستيان است كه وليعهد فردريك است . دولت انگليس از تصديق به راستى و صواب در هرمسئله باشد مضايقه ندارد ، ولى مكلف و مجبور نيست كه اگر كسى رأى ناصوابى اختيار كند ، دولت انگليس پول و قشون خود را صرف اجراى مطلبى كند كه نفع و ضررش بهيچ‌وجه عايد ملت انگليس نمىشود . دول پروس و اتريش اگر خلاف انصاف و حق كردند و باعث ارهاق دماء جمعى از بندگان خدا شدند شئامت اين عمل منسوب به خود آنهاست . دولت انگليس را چه چيز مجبور كرده است كه ملت خود را متضرر