ميرزا خانلرخان
50
سفرنامه خانلرخان اعتصام الملك ( فارسى )
نكرد . چنانچه در فلان عصر گذشته ، فلان تقويت را كرد كه آن تفصيلى به لاطايل دارد و كذلك فلان و فلان . و همچنين سال گذشته كه از پادشاه خودشان ناراضى شدند و او به ولايت خود رفت ، دولت انگليس اهتمامات حسنه در حفظ منظمات صيانت قواعد ادارهء ملكى آنها به كار برد تا اينكه به خواهش خود آنها پادشاه نجيب تربيتيافتهء خيرخواه براى آنها معين نمود . سخن كه به اينجا رسيد آن شخص وكيل كه مدعى بود از جا برخاست . كلاه برداشت گفت : من از شما طلب عفو مىكنم . بلى آن پادشاه كه معين كرده ، جوان و كمتجربه و بىعقل است . باز بالاى نيمتخت دراز كشيد و به خوردن پرتقال مشغول شد . مستر ليارد گفت : اما رد كردن جزاير سبعه براى اين بود كه در حق دولت گرك از جانب دولت انگليس ، يك اكرام بزرگى شده باشد و آشكار است كه براى آن دولت اكرام و احسانى بزرگتر از اين فقره متصور نبود و براى دولت انگليس جز تحصيل يك شأن بزرك و نام نيك ، نتيجهاى نمىشد . اين بود كه وزراى عظام دولت انگليس ، اين عمل را امضاء داشتند . اما تخريب ابنيه و استحكامات آنجا مىتواند مشعر بر يك مألانديشى نيك و خيرخواهى نسبت به دولت يونان باشد و دولت انگليس خواسته باشد كه اكرام خود را نسبت به دولت گرك بواسطهء اين عمل تكميل كرده باشد . چه دولت گرك بواسطهء قربى كه به آن جزاير دارد براى تصاحب آنجا از داشتن اين نوع تهيه و استعداد حربى على الدوام مستغنى است و عند الضروره به قدر كفاف مىتواند آنچه لازم است برساند و بر تقدير استيلاى دول ديگر بر آن جزاير با بودن اين استحكامات حاضره ، دولت گرك را ميسر نمىشد كه در مقام استرداد برآيد و اگر دولت انگليس هم بخواهد در اين باب بمقام حمايت برآيد ، بعد از تحمل اشكالات ، مقصود بحصول مىپيوست . پس اين فقره دليل خيرخواهى و حزم دولت انگليس است نه اظهار عجز . و در خصوص پلنى جواب اينست كه بعد از اينكه نوشتجات شكايت آميز پلنى يعنى اهل لهستان از سلوك بيرحمانهء دولت روس به اولياى دولت