ميرزا خانلرخان

31

سفرنامه خانلرخان اعتصام الملك ( فارسى )

سوار بود ، رفتار اسب بطور شايسته مطبوع او نمىافتاد ، به اسب گفت : « از تو چه توقع مىتوان داشت ، واپور نيستى كه زمام اختيار و رفتارت در قبضهء اقتدار من باشد » اين مضمون را حمل بر اغراق شاعرانه مىكردم . بعد از ديدن اين اوضاع معلوم شد كه نتوانسته‌اند به عبارت متل و مثل هم بيان قدرت و استيلاى اينها را در اين باب كما هو حقه بكنند . جل الخالق بما ابدع و عظم القادر بما اخترع . از اين فضاى مسطحه آنچه در مقدم كشتى است محل طنابها و پاره‌اى اسباب كشتى و محل پاره‌اى از عمله‌جات كشتى است و آنچه در مؤخر كشتى است ، در اطرافش صندليها و نيم‌تختها گذاشته‌اند ، براى نشستن و تفرج اهل كشتى . هرروز بعد از قهوه يا بعد از غذا در هواهاى سالم خوب ، از قمره‌ها بيرون آمده ، روى آن صندليها و تختها مىنشينند و سياحت آب و رفتار كشتى مىكنند و صحبت مىدارند . بالاى سر آن مجلس ، از كتان سايه‌بان كشيده‌اند كه از آب و باران محفوظ است . بعضى اشخاص هم براى صرفه در همان مسطحه ساكن مىشوند . از آنها قيمت نازلى مىگيرند و مخارج آنها هم بعهدهء خودشان است . شب و روز همانجا بسر مىبرند و در نظر اهل كشتى ، شأن فعلجات دارند . همه‌روزه صبح پيش از آنكه مردم از خواب برخيزند عمله‌جات كشتى بالاى مسطحه را اول جاروب مىزنند . بعد از آن مىشويند ، بعد از آن پاك مىكنند و مىخشكانند . ديوارها را كه محل تكيهء مردم مىشود ، همه را با ابر و صابون ليف مىزنند و بعد از آن مىخشكانند . تا اين اعمال كرده شود ، مردم قهوه خورده بيرون مىآيند . عمله‌جات مشغول پاك كردن و صيقل دادن اسباب و آلات آهنى و برنجى كه به واپور نصب است مىشوند . اول با پارچهائى كه چرب است و گرد سنباده دارد ، بعد از آن با دستمالهاى پاك چنان صيقل مىدهند كه همه آينه و حاكى عكس است . پيشخدمتهاى قمره‌ها نيز آنوقت مشغول تنظيف اطاقهاى خوابگاه و مجلس عام مىشوند . جاهاى خواب را درست مىكنند . ظرفهاى آب را كه خالى شده پر مىكنند ، بجايش مىگذارند . طرف ادرار را بيرون برده