ميرزا خانلرخان
32
سفرنامه خانلرخان اعتصام الملك ( فارسى )
مىشويند ، بجايش مىگذارند . زمين و دروديوار را دستمال مىكشند . ساير عمله - جات مشغول صيقل دادن و پاك كردن چرخها و ميلها و ميخها و آنچه آلات آهنى و برنجى كه در ميان كشتى از منصوب و منقول هست مىشوند و آنى فراغت ندارند . عيان و مشهود شاهد بر اين مطلب است كه آقا محمد كاظم ، و اللّه بالقطع قلمتراش خودش را مدت العمر يك روز به اين صفا و جلاى ميخهاى واپور نتوانسته است نگاهدارد . با اينهمه اهتمام در تشريفات در بعضى به اندازهاى قبول كثافت دارند كه مافوقى بر آن متصور نيست . در اين مورد باز بايد با كمال احترام چشمشان درآيد و عذر بخواهند . در اين واپور كه هستم چند زن از خانوادهء نجبا هستند در كمال لطف اندام و تقطيع لباس و تشريفات زيادشان محترم . صبح كه از خواب برمىخيزند بزك و تغيير لباس كرده با نهايت تبختر و طنازى به سطحهء كشتى مىآيند . هريك سگ كوچكى در بغل دارند . مىآيند روى تختها نشسته ، اول پيش از اعتنائى با هركس ، دستمال كتان يا ابريشمى بسيار لطيف از جيب خود بيرون آورده ، قيهاى چشمهاى سگش را با رطوبتهاى پك و پوزش پاك مىكند و همان دستمال را به روى خودش مىمالد . بعد از آن چند بوسه از چشم و پوز سگ مىكند . نوازشات مادرانه يا عاشقانه به او كرده در بغل خود راحتش مىكند ، آنوقت رو به اصحاب كرده مشغول تعارف و صحبت مىشود . ديروز ديدم سگى از يكى از اهل كشتى آمد پهلوى يكى از خانمها ايستاد و به دامن شلوار او بول كرد . خانم ملتف شد . دستمال خود را بيرون آورده پاك كرد و خشكاند و دستمال را در جيب گذاشت . مردى ديگر از اهل ايطاليا همراه است . شبها در وسط اطاق بزرگ قمره بالاى ميز مىخوابد . سگى دارد قوىگردن كه در ايران كپك مىگويند . شبها وقت خواب اين سگ را مثل معشوق خيلى عزيز در آغوش گرفته ، پوزش به صورت و دهن خود مىچسباند ، سينهاش را به سينهاش مىگذارد و مىخوابد . اگر كسى بگويد وقتى كه در مذهب خود پاك بداند جاى بحث نيست ، نامربوط است . در ايران هيچ كرد بيابانى بىتربيتى با بره اين معامله