ميرزا خانلرخان
13
سفرنامه خانلرخان اعتصام الملك ( فارسى )
خود معلوم نداشتند . ديگرى گفت : خير ! به سر شما اينها نيست . آب از سرچشمه گلآلود است . كارهاى دولت ما همه همينطور مغشوش است . اگر از وزارت امور خارجه شرحى كافى در لوازم اين مأموريت و معرفى مثل اين اميركبير به اولياى دولت روس نوشته شده بود ، هيچ اين محذورات كه منتج نتايج و خيمه و مفاسد عظيمه خواهد بود ، وارد نمىآمد . نايب اول گفت : رد اين اقوال نمىكنم . همه صحيح است . ليكن اينها تكليف شخص ميرزا يوسف خان « 1 » است كه در تفليس نشسته است . چرا بايد به كارگزاران قفقاز حالى نكرده باشد كه تا حال به اين شأن مأمورى از اين مملكت عبور نكرده . بعد خطاب كرد به شجاع الملك كه به سر شما و به نمك سردار كل « 2 » تا حال به شأن تو سفيرى به اين دولت نيامده . هرنوع تصرفى در امور سرحديه و ساير امور راجعه به دولت عليه بفرمائى در جميع دول سند و حجت است . كدام وقت صاحباختيار يك مملكت مثل آذربايجان ، به سفارت مأمور شده است تا همسنگ تو باشد . ميرزا يوسف خان بايستى اين مراحل را به همهء اين مردم معلوم كند ، تا كار به اينجا نكشد . بعد از اينكه در اين باب شقوقات و بيانات به آخر رسيد ، رئيس گفت : على اى حال چارهء كار چيست ، چه بايد كرد ؟ در اين باب هم گفتگوها شد ، خيالها قصه فى شرحها طول . بالاخره قرار بر اين شد و آراى اجزاء متفق گرديد كه شجاع الملك به ورود تفليس به اختيار شخص خود ، شخص ميرزا يوسف خان را از مداخلهء امور قنسولگرى منع و خلع نمايد تا عبرت خارجه و داخله شود .
--> ( 1 ) - ميرزا يوسف خان تبريزى ملقب به مستشار الدوله عموى مرحوم صادق صادق مستشار الدوله ، از سال 1279 ق كارپرداز ايران در پطرزبورگ و سپس كارپرداز اول ( سركنسول ) ايران در تفليس شد و مدت چهار سال در آنجا مشغول بود . براى اطلاع بيشتر دربارهء احوال اين مرد به صفحه 490 جلد چهارم تاريخ رجال ايران تاليف مهدى بامداد مراجعه شود . ( 2 ) - عزيز خان مكرى ملقب به سردار كل ( 1207 - 1285 ق ) داماد ميرزا تقى خان اميركبير . در اين زمان پيشكار وليعهد در آذربايجان بود .