ميرزا خانلرخان

12

سفرنامه خانلرخان اعتصام الملك ( فارسى )

منصبان مأمور تفليس به خانهء مشار اليه رفتيم . زياد احترام كرد . بعد از طى تعارفات رسمى اظهار كرد كه آيا شما ميل داريد با خانم من دوستى كنيد . همه با كمال امتنان گفتند بلى ! كينياز رفت خانم را برداشت آورد . خانم وارد مجلس شد . با كمال تبختر و غنج و دلال به روى تختى كه در صدر مجلس بود نشست و با كمال خوش‌روئى و بشاشت با هريك از اهل مجلس تعارفات كرد و صحبتها داشت . بعد كينياز خود مشغول خدمت مجلس شد . چندين قسم شيرينى و مربى و مشروبات و چاى و فواكه « 1 » ، بتدريج و ترتيب آوردند . تا قريب غروب مجلس طول كشيد و خوب گذشت . از آنجا به منزل كلانتر رفته او را هم بازديد كرده به منزل آمديم . خدمت سركار رئيس رسيديم . از وضع آن مجلس جويا شدند . نايب اول به بسطى تمام شرح داد . زبانها بشكرانه . * * * روز بيست و سيم از نخجوان حركت كرده ، بعد از طى سه منزل به ايروان آمديم . بعضى از ارباب مناصب آنجا ، از قبيل كلانتر و غيره‌ها ، استقبال كردند . در ورود به منزل ، تشريفات مقرره از قبيل شيرينىآلات معموله در منزل نبود . حاكم شهر هم شهر نيامده در ييلاق بود ، رسم ديدن به عمل نياورد . رئيس مأمورين متردد شد كه آيا بايد متغير شود يا موافق عهدنامه نخواهد بود . يا اگر متغير شود بايد از كى شكايت كند . با اجزاى مأموريت خود مشورت كرد . هريك مصلحتى انديشيدند و آن موهنات واقعه را راجع به كسى دانسته . يكى گفت : جنرال قونسولگرى قفقاز مقصر است كه كليه دستورالعمل مأمورين را به نحو اكمل و اتم نداده . ديگرى گفت : تقصير از مدير امور خارجهء آذربايجان است كه همتاى شأن اين‌چنين مأمورى را در نظر رجال اين دولت ننموده . ديگرى گفت : متصدى مهام خارجهء قفقاز محض هواى نفسانى پرده - پوشى كرده و گل بر آفتاب اندوده . جلالت قدر سركار شجاع الملك را به مأمورين

--> ( 1 ) - جمع فاكهه بمعنى ميوه است .