ميرزا خانلرخان

11

سفرنامه خانلرخان اعتصام الملك ( فارسى )

سالگى است ، با بيست و پنج نفر سواره استقبال كرد . وقت ورود نخجوان . اشخاص مفصله با اهالى نخجوان از آبادى بيرون آمده ، استقبال و احترام كردند : نيكولا نيكولاويچ كه پوليس ميسر يعنى كلانتر نخجوان است ، رتبه سرهنگى دارد . طانكىنيكى . حكيم‌باشى مريضخانهء نخجوان كه رتبهء سرهنگى دارد . به خانهء كلبعلى خان پسر احسانخان نخجوان فرود آمديم . مشار اليه از اجلهء خوانين اين حدود است . مردى متمول و خراج نان‌بدهى است . در دولت بهيهء روس اعتبارى دارد . در فوج سوارهء خاصهء امپراطورى كه هوسار مىگويند به منصب سلطانى برقرار است . سوارهء اين سرحدات نيز ابو ابجمع اوست . مقدم مأمورين دولت ابدآيت را گرامى داشت . شب را به قانون متداول ايران ضيافت كرد . بساط انبساط گسترد . * * * روز پنجشنبه هم به خواهش كلبعلى خان در نخجوان توقف شد . آن روز و آن شب را نيز به لوازم ضيافت كوشيد و بطور فرنگستان نهار و شام را با صندلى و ميز و ملزومات آن دادند . آنشب صاحب‌منصبان روس از قبيل ناچالنيك و غيره هم ، حاضر بودند و به اصطلاح خود تهنيتها گفته او را « 1 » كشيد . سايرين هم كردند آنچه كردند . اما بلدهء نخجوان قصبه‌ايست زياد باصفا . كوه و صحرا ، باغ و رود و سبزه‌اش به همه جهت جمع و مصفاست . آبادى معموره‌اش تخمينا سه هزار خانوار مىشود . دو هزار مسلمان شيعه ، هزار خانه ارمنى . حمام و بازار و مسجد و كليسا باندازهء خود دارد . هرچيزش با حالت اختصار ناتمام نيست . روز دويم ورود ، كينياز ناچالنيك خواهش بازديد كرد . به اتفاق صاحب -

--> ( 1 ) - هورا