ميرزا خانلرخان

320

سفرنامه خانلرخان اعتصام الملك ( فارسى )

هرسالى هم سه نفر نايب مىگيرد ، و نفرى را دويست و پنجاه تومان خرجى مىدهد ، به مكه مىفرستد و چند نفر هم به كربلا و مشهد مىفرستد . مداخل معينى كه دارد ، سالى دوازده هزار تومان تقريبا از محصول املاك موروثى و مكنتى است . و اين مخارج مفصله ، تماما بر محصول املاكش برات و حواله مىشود . نقصى كه دارد و گاهى به همين سبب ذكرى از او به بدى يا بدهوائى به عرض اولياى دولت عليه مىرسد ، اين است كه به كارگزاران ايالت و دفتر حساب خراسان و مأمورين ، كمتر از ساير حكام خراسان تعارف مىدهد . خرج داخلهء ولايت را چه از نوكر و سپاهى و چه از خيرات و مبرات مقدم بر اين تعارفات مىدارد . مثل اينكه دويست نفر سوار ديوانى دارد و چهار صد و پنجاه نفر مأمور ، خدمت مىكند . اين عبارت به‌طور ضرب المثل در خراسان مذكور است كه از يكى از خوانين اين سرحد پرسيدند : سوارهء شما كجاست كه هيچ‌جا پيدا نيست و ولايت شما را هميشه تركمان و افغان مىتازد ؟ گفت : سوار من ميان يخدان است . يعنى هروقت بناى بازپرسى شد پولهاى يخدان رفع مسؤوليت مىكند . اين است وضع قائن و حشمة الملك كه ديده‌ام ، و يقين دارم كه هركس ملاحظه كند ، اكثر را حمل به اغراق مىكند . زيرا كه كمترى از چاكران دور از پايتخت همييون ، خاصه سپاهى و سرحدنشين به اين صفات متصفند ؛ بلكه ديده نشده است . اغلب اين‌طور خوانين و امراء سفاك و بىدين و بىرحم و ظالم مىشوند . اين مرد جمع اضداد كرده است . از سطوت و صولت او ، اطراف قائن سهل است ، راه يزد و كرمان امن است و مكرر مال رعيت و تاجر را از هرات از دست افغان و از چنگ بلوچ و تركمان چه به تاخت و ايلغار خود و چه به مراسلات تهديد و چه به عوض گرفتن و گرو كشيدن ، مال آنها پس آورده است . تجار قندهارى ، افغان و تجار يزدى و اصفهانى و كرمانى كه در سرحد هستند در اين فقرات و عرايض همه همزبان و متفقند و از او