ميرزا خانلرخان

321

سفرنامه خانلرخان اعتصام الملك ( فارسى )

شاكر و دعاگوى دولتند . و از اين طرف در خيرات و مبرات و رحمت و رأفت بر ارباب استحقاق و عجزه و مساكين سلوكى دارد كه تا حال از علماى عصر ديده و شنيده نشده است . خداى احد واحد شاهد است كه اين چاكر خانه‌زاد محض پاس حق نعمت ولينعمت و ملاحظهء ديندارى ، نخواستم اغماض از حق خدمت همچه شخصى كرده باشم . به غضب خدا و سخط سايهء خدا گرفتار شود ، آن مأمور و نوكرى كه براى اغراض شخصى خود ، خائنى را مدح كند و نوكر ناقابل بىخدمتى را در حضرت ولينعمت بستايد يا شخص قابل با جوهر خدمتگذاريرا خائن و بدنام به قلم بدهد .