ميرزا خانلرخان
316
سفرنامه خانلرخان اعتصام الملك ( فارسى )
همانقدر از روى بنيچه كه دارد ماليات مىدهد . مثل ساير جاها از ممالك محروسه كه خود ديدهام نيست كه فلان مزرعه فلان قدر ماليات دارد ، بايد حتما آن مبلغ را بدهد ، خواه زراعت داشته باشد يا نداشته باشد . اگر قنات يك مزرعه بخشكد ، چنانچه اتفاق افتاده است و متعدد هست ، از آنجا مالك آنجا مطالبهء ماليات نمىكند و غير از اين چاره ندارد . زيرا كه اگر بكند وصول نمىشود و آن رعيت هم فرار مىكند و ضررش بيشتر است . و در مزارع و مواشى نيز قرارش همينطور است ، بر موجود است . يعنى هركس هرقدر گوسفند بالفعل دارد ، وجه سر كله همانقدر از او مىگيرند . به خلاف ساير ولايات خراسان كه هركس در هرقريه يك تاريخى يك مقدارى گوسفند داشته ، آن را جمع بستهاند و هرسال همان مبلغ را مىگيرند ، خواه آن مقدار حالا موجود باشد يا نباشد . و در بسيار جاها آن مقدار گوسفند ، حالا موجود نيست و ستاق آن را مىگيرند و آن را « استخوانپولى » مىگويند . در اين معامله دور نيست حاكم قائن منفعت هم بكند . ولى معلوم نيست كه معاملهاش با منفعتش به چه مبلغ برسد . هرسال تغيير مىكند . به جهت اينكه عدد گوسفند هرسال تغيير مىكند . آنچه بر حسب قاعده به نظر مىآيد ، از سال گرانى به اين طرف كه عشرى از اعشار گوسفند باقى نماند ، اينطور معاملهء حاكم قائن براى او ضرر كلى داشته است . از اين به بعد البته رفع ضررش مىشود و البته منفعت هم خواهد كرد . اما وضع حاكم اين ولايت كه امير علم خان حشمة الملك است و طرز حكومت او اين است كه در خارج قصبهء بيرجند به نيمفرسخى ، مزرعهاى آباد كرده ، آب قليلى جارى نموده ، باغى احداث كرده ، عمارت مختصرى به قدر گنجايش منزل بيرونى خود و عملجات مخصوص خود در آنجا ساخته است و همانجا منزل دارد . هفتهاى دو روز ، دوشنبه و جمعه بار عام دارد كه هرعارض و ارباب حاجت در اين دو روز مىروند و مطالب خود را جواب مىگيرند . ساير ايام