ميرزا خانلرخان

317

سفرنامه خانلرخان اعتصام الملك ( فارسى )

از خواص اگر كسى برود ، ملاقات مىكند يا اگر مطلب فورى از هركس باشد به او مىرسانند ، جواب مىگيرند . اجزاى مجلسش اغلب از خوانين و عفاريت « 1 » افغان و هزاره و بلوچ و تركمان است . درب باغ و فضاى منزل و اطاق هميشه پر است از اين قسم مردم ، و همه با او بدخواه و خونى و منتظر فرصت ، كه كى بتوانند او را از ميان بردارند . اما در ظاهر با كمال تملق به هرتقربتى كه بتوانند اسب و يراق ، جيره و جامه و انعام و خلعت مىگيرند ، و همه مهمانند . و همين‌كه مجلس منعقد مىشود حشمة الملك از بالاخانه كه منزل خوابگاه اوست به اين مجلس مىآيد اما مسلح . جيب و بغلش پر است از پيستو و طپانچه ، و تسبيحى در دست دارد و متصل مشغول ذكر است . عملجات او از پيشخدمت تا فراش همه با اسلحه مشغول خدمتند . تا وقت نهار مىنشيند . گاهى مشغول ذكر است ، گاهى با اهل مجلس گفتگوى اخبار افغانستان و ذكر تاخت‌وتاز سوار و سرحدات مىكند . وقت نهار برمىخيزد ، اهل مجلس بيرجند برمىگردند . هيأت مجلسش مثل مجالس تصوير شاهنامه است . مجلسش ياد مىدهد از يكى از قصه‌هاى رستم و افراسياب كه فردوسى به نظم آورده است . و اين افاغنه و هزاره و بلوچ و تركمانيه و سيستانى ، همه در بيرجند منزل دارند و همه از كارخانهء حشمة الملك شام و نهار دارند ، كه هرشب و روزى به تفاوت ، پنجاه شصت مجموعهء شام و نهار براى آنها مىرود ، و مالهاى آنها را عليق مىدهند و هريك را وقت رفتن اسب مىدهد ، يراق مىدهد ، خلعت و انعام مىدهد مىروند ، ديگرى مىآيد . حق واقع اين است كه شكوه و شوكت دولت را ، وضع و هيأت و رفتار او آيتى عظيم است . شب و روز خودش را با جمعى از عملجاتش كه همه اهل رزم و تفنگچىهاى زبده هستند ، در همان مزرعه كه به اصطلاح اينجا « كلاته » مىگويند

--> ( 1 ) - جمع عفريت بمعنى خبيث ، موجود زشت