ميرزا خانلرخان

315

سفرنامه خانلرخان اعتصام الملك ( فارسى )

تهيه و تقديم مىنمايد . در درخش به قدر صد و پنجاه دستگاه قاليبافى هست مال رعيت كه براى فروش و مال التجاره مشغولند ولى صنعت پرفايده‌اى نيست . بسيار به زحمت و دير انجام مىگيرد . قاليباف خيلى قابل و ماهر مثل همانهائيكه در مزرعهء چشمة الملك آنطور قالى براى پيشكشى حضور همييونى مىبافند ، روزى يك عباسى ، پنجشاهى بيشتر عايدشان نمىشود . در اين ولايت رودخانه بهيچ‌وجه نيست . تمام قراء و مزارع به آب كاريز است و كاريزها بسيار عميق و طولانى بايد ، تا آبى به روى كار آورده . پشته‌هاى قنوات پنجاه شصت ، بلكه بعضى جاها صد ذرع و صد و پنجاه ذرع عمق دارد و امتداد رشته‌هاى قنوات تا سه فرسخ و چهار فرسخ امتداد دارد . اين است كه آب عزيز الوجود و لوازم آبادى ، در اين ارض عريض ، كمياب است . اما وضع معاملهء حاكم با رعيت اين است و جز اين نمىتواند باشد كه ماليات را بر موجود جمع مىبندد . يعنى هركس هرقدر آب دارد به

--> داده بود به يك قبضه شمشير مرصع مكلل به الماس از طرف شاه مخلع و نائل گرديد . لكن در همين سال پس از بازگشت از مشهد در گناباد درگذشت و جنازه‌اش را در حرم امام رضا ( ع ) در قسمت دار السعاده در صفه‌اى كه بنام امير قائن معروف است به خاك سپردند . » بعد از امير علم خان ، امير محمد اسماعيل خان سرتيپ ( شوكت الملك ) جانشين پدر گرديد و حكومت سيستان و طبس به فرزند ارشد او امير على اكبر خان حسام الدوله واگذار شد . پس از درگذشت امير اسماعيل خان به سال 1322 ق ، امير محمد ابراهيم خان فرزند پنجم امير با لقب شوكت الملكى جانشين برادر گرديد . امير حشمت الملك يك پسر ديگر نيز داشت بنام امير حيدر قلى خان كه در جوانى درگذشت . همچنين يك دختر داشت كه به عقد ازدواج حاجى عبد العلى خان پسر حاجى رضا خان وكيل الدولهء شيبانى درآمد . امير محمد ابراهيم خان شوكت الملك سه دختر و يك پسر بهمرسانيد كه پسرش جناب آقاى امير اسد اللّه خان علم مىباشند و اكنون وزير دربار شاهنشاهى هستند .