ميرزا خانلرخان
269
سفرنامه خانلرخان اعتصام الملك ( فارسى )
از وضع و وقوع خور خيلى مستبعد است كه جزء خاك طبس باشد و مثل اين است كه كاريزك « 1 » طهران جزو حكومت و خاك قم باشد . اين است حالت خور . و اما محمدآباد ، اين تفاصيل را ندارد و دليل اتصالش به هرطرفش مساويست . به هريك از طرفين مرحمت شود ، رفع صدمات رعيت مىشود ، بخلاف خور كه دليل اتصالش به قائن قويتر است . و چند جهت ديگر دارد كه تصرف و حكومت امير قائن در آنجا بهتر و مناسبتر است . يكى اينكه بسيارى از مالكين آنجا نخعى هستند و علاقه به سكنى در خوسف دارند . ديگر اينكه نصف اهل آنجا از اهل نخعى هستند و اين طايفه در غايت شرارت و هميشه شغلشان دزدى بوده است . در اين سرحد حالت آنها هميشه نظير اهل تيمورى بوده . بسيار هم شجاع و رشيدند . از وقتى كه حكومت آنها به امير قائن مرجوع شده ، خانهنشين و از شرارت و دزدى مأيوس و ممنوع شدهاند . اگر به دست حاكم طبس بيفتد ، هرگز نمىتواند آنها را نظم بدهد و باز اين سرحد را مغشوش و راهها را مسدود مىكنند . ديگر اينكه خور محكمهء غريبى است و طورى واقع شده است كه اگر صد تفنگچى داشته باشد ، قشون سلم و تور را جواب مىدهد و نمىتواند آنجا را بگيرند . اجمالش اين است كه قريهء خور و دو قريهء ديگر كه متصل به اوست ، در گودال عظيم واقع شده است . به وصفى كه تا كسى به تيررس قريه نيايد ، آنجا را نمىبيند و اطراف اين قريه به اصطلاح خراسان كالى بسيار وسيع و عميق ، خندق مانند ، واقع شده ، و از اين كال شعبههاى بسيار به ميان بيابان به قدر يك ميدان و بيشتر و كمتر ، امتداد يافته ، و اطراف آن هم از هر طرف تا چند فرسخ صحراى هموار است . در هرشعبهء از كال تفنگچى مىتواند تا يك ميدان قشون مخالف را استقبال كند كه بهيچوجه ديده نشود و قشون مخالف هيچ جانپناهى ندارد .
--> ( 1 ) - كهريزك