ميرزا خانلرخان

268

سفرنامه خانلرخان اعتصام الملك ( فارسى )

خوسف به محمد رضا خان نخعى واگذار كرده بودند . از عماد الملك هم جوياى دليل شدم . مكرر گفت اسناد دارم ولى به مماطله گذشت چيزى ابراز نكرد . از خارج كه تحقيقات كردم ، اين است كه خور در سه فرسخى قريهء جنبوك كه آخر خاك بلامنازع قائن است واقع است . و از خور تا قريهء دهوك كه آخر خاك بلامنازع طبس است ، شانزده فرسخ است و اين مسافت را لوط مىگويند : يعنى صحراى بىآب‌وعلف كه بسيار مردم در آن گم شده و مىشوند . و همين صحرا است كه متصل مىشود به لوط خبيص و مىرود تا بلوچستان . و اينجاست معبر بلوچى كه به ممالك محروسه به سرقت مىآيند و از قراريكه پيرمردهاى اين حدود گفتند ، خور هميشه در دست خوانين نخعى بود و خوانين نخعى در زمان ميرمحمد خان و مير حسن خان به آنها بيشتر از حاكم قائن خدمت مىكردند و بستگى داشتند . اگر از طايفهء زنگوئى كه متعلق به حكومت بودند هم خانوارى در خور بود ، بواسطهء بستگى خوانين نخعى به حكام طبس ، آنها را واگذار به خوانين نخعى كرده بودند . بعد از اينكه محمد خان نخعى كشته شد و حكومت خوسف و توابع آن مستقلا جزو قائن شد ، عماد الملك ادعاى آن خانوار زنگوئى را كرد ، و رفته‌رفته منجر به اين شده است كه دو نايت درخور مىنشيند ، يكى از حاكم طبس براى زنگوئىها و يكى از جانب امير قائن براى نخعىها و به اين واسطه هيچ‌وقت آسودگى ندارند و طرفين در عذاب اليمند .

--> اعتماد الدوله صدراعظم بود . ميرزا آقا خان كه پس از عزل ميرزا تقى خان اميركبير به صدارت مىرسد ، اين پسر را ملقب به نظام الملك نموده ، و خواهر ناصر الدين شاه « عزت الدوله » را كه قبلا زن اميركبير بود ، به عقد او درمىآورد . در سال 1270 ق او را به نيابت صدارت و وزارت معين الدين ميرزاى وليعهد تعيين كرد و نيز به سمت وزارت دفتر و استيفا ( وزارت ماليه ) بجاى ميرزا يوسف مستوفى - الممالك كه از كار بر كنار شده بود منصوب نمود .