ميرزا خانلرخان

265

سفرنامه خانلرخان اعتصام الملك ( فارسى )

برده‌اند . در خاك طبس و تون در هيچ بلده و بلوكى بقعه و مزارى نيست مگر اينكه خراب شده و موقوفات آن در تصرف عماد الملك است كه بعضى را به عينها ديده‌ام و منافع املاك وقفى آن را معلوم كرده‌ام . دو امامزاده ، يكى در تون ، يكى در طبس باقى مانده كه منافع املاك موقوفهء طبس سالى بپانصد تومان مىرسد . دويست تومان را به متولى آن واگذار كرده ، معادل سيصد تومان آن را در تصرف خود دارد و دينارى به طلاب نمىدهد . چهار درخت نخل خرما در فضاى مدرسه هست كه خرماى آن را طلاب و عابرين مىخورده‌اند . سه چهار سال است عماد الملك خرماى آنها را قيمت مىكند ، به خادم مدرسه مىفروشد . از همه معايبى كه در طبس و حكومت آن هست ، بزرگتر ، حكايت بابيهاى بشرويه است كه اجتماعى بهم رسانيده ، از اطراف اسباب قوت براى آنها فراهم مىآيد و در خارج يعنى اطراف خراسان عظمى و وقعى بهم رسانيده ، بابيه روى توجهى به آنجا دارند . مثلا ميرزا عليرضاى مستوفى مشهد ، سالى هشتاد تومان براى خواهر ملا حسين ، نياز مىكند ، و همچنين حمقاى ديگر ، نيازها مىفرستند و رجوعها مىكنند . از عكاى اسلامبول مأمورين به آنجا مىآيند . توقيعات و آيات مىآورند و عماد الملك از آن ضعيفهء مسمات به روحانى در مجلس عام ذكر كرامت مىكند و به نايب آنجا مىنويسد كه اگر از بستگان قاضى كسى مصدر شرارت و مفسده شود ، تو متعرض مباش و به من خبر بده . خود عماد الملك بابى و غير بابى را از هم تميز نمىدهد و اين حرفها را نمىفهمد . ميرزا آقا باباى صاحبكار او بابى است . من خود با او حرف زده‌ام و مباحثات كرده‌ايم . مدتها در حبس شاهزادهء حسام السلطنه ، به همين جهت بوده است . حالا اسباب حفظ و تقويت بابىهاى بشرويه اوست . عنقريب بشرويه حالت قلعهء الموت و ملاحده را پيدا خواهد كرد ، بلكه اشد . ملاحده بعد از قوامى كه گرفتند ،