ميرزا خانلرخان

251

سفرنامه خانلرخان اعتصام الملك ( فارسى )

روز شنبهء بيست و هفتم . بين الطلوعين از ده محمد سوار شده ، در بين راه سه كبك و يك كبوتر شكار كرديم . بعد از پنج ساعت به قريهء « كروند » رسيديم . بنه و زرافشان و مشهدى حسن را از راه ديگر كه هموارتر بود ، فرستادم كه امشب در « ترج » هستند . اين منزل ما هم پنج فرسخ است . قدرى كوه و كتل داشت . اما « كروند » جاى خيلى خوبى است انارش مشهور است . واقعا جا هم دارد . يك انار شهوارى دارد ، شيرين ولى خيلى درشت است و دانه‌هاى درشت دارد به قدر پسته و هسته‌اش بسيار نازك . دو قسم انار ترش هم دارد . يكى اعتدالى مىگويند و يكى را بلبلى . هردو خيلى ممتاز است . نهار خورديم ، خوابيديم . عصر استاد ابو القاسم را نشاندم ، قدرى از سردارى را دوخت . يك برك خوب نماليده هم خريدم به بيست و هشت هزار . دو توپ ديگر هم بود . گفتم به بيست و چهار بخرند بيارند به شهر ، يعنى بشرويه ، پولش را بدهم . پنجاه من هم انار گفتم بيارند آنجا كه براى امير ببرم . روز يكشنبهء بيست و هشتم . بين الطلوعين از « كروند » سوار شده ، سه كبك شكار كرديم . وقت نهار رسيديم به « رقه » سه فرسخ است . آنجا باغى دارد عماد الملك ، موروثى از مير محمد خان . در آن باغ نهار خورديم . نايب آنجا جوانى بود از اهل طبس . ميرزا حاجى محمد نام . جوان انسانى بود يك مجموعه انگور خوب و يك مجموعه خربزه و انار آورد . رقه ده بسيار معمور خوبى است . دو ثلث آن مال عماد الملك است ، يك ثلث مال رعيت . ماليات سهم رعيت آنجا سيصد تومان است . به قدر دويست خانه رعيت دارد . آب و باغات خوب آباد دارد . بعد از نهار سوار شده ، بعد از ظهر آمديم به بشرويه . مسافت پنج فرسخ است . نايب بشرويه محمد قلى بيك نام نخعى به استقبال بيرون آمده بود . در بشرويه در عمارت عماد الملك منزل كردم . نايب يك مجموعه انگور و يك مجموعه هندوانه و خربزه فرستاد . ساعتى بعد از ورود حاجى سيد حسن مجتهد آنجا با آقا سيد كوچك دامادش به ديدن آمدند . بعد از