ميرزا خانلرخان
172
سفرنامه خانلرخان اعتصام الملك ( فارسى )
روز جمعهء بيست و هفتم . از فخرآباد سوار شده ، نهار در آب - انبارى كه اول جلگهء تربت ، دو فرسخى شهر است خورده ، ظهر به تربت رسيديم در باغنظر كه منزل دار الحكومهء تربت است پياده شديم . ميرزا محمد على قائنى كه نايب الحكومهء تربت است ، چهار كلهقند ، دو گروانكه « 1 » چاى ، منزل مباركى فرستاد و خرج كارخانه و طويله را هم آدم فرستاد دادند . اطاق فرش كردند . خودش هم به ديدن آمد . انسانيت كرد ، عصر صدر العلما آمد . شب را تنها بودم . روز شنبهء بيست و هشتم . صبح در تربت ماندم به انتظار حاجى كاظم خان ، اول روز به حمام رفتم ، بيرون آمدم ، آخوند ملا عبد الجواد آمد مدتى نشست . كاغذهاى تهران را داد رفت . مشغول عرايض تهران شدم . جواب تعليقهء حضرت اشرف و جناب نصير الدوله را نوشتم . عصر ميرزا محمد حسين مستوفى تربت ، چهار كلهقند ، منزل مباركى فرستاد . بعد من رفتم ببازديد ميرزا محمد على نايب الحكومه . پاكت عرايض تهران و مشهد را با عرايض علماى تربت كه در باب حكومت تربت به حضرت اجل و مستشار الملك نوشته بودند ، دادم به ميرزا محمد على كه با سوارهء مخصوص به مشهد بفرستد ، مغرب به منزل آمدم . حاجى محمد حسين آمد كه بتوسط محمد خان سركرده در سفر سابق چهل تومان وعده كرده بودم براى شما بدهم كه مرا با مقصرين به مشهد نفرستيد . نوزده تومان آن را به او دادم كه به شما بدهد . داده است يا نه ؟ گفتم نداده است . بعد ميرزا محمد حسين آمد . او هم گفت . محمد خان خودش به من گفت كه از چهل تومان حاجى محمد حسين نوزده تومان داد و من به فلانكس دادم . بيست و يك تومان باقى است و مرا در خجالت گذاشته است . من گفتم . مىگويم البته ندهد . حالا كه محمد خان اينجا نيست . و معلوم مىشود اينجا مداخل براى خودش به اسم من كرده است .
--> ( 1 ) - گروانكه يا گيروانكه پانصد گرم است كه فقط در مورد وزن و بستهبندى چاى استعمال مىشد .