ميرزا خانلرخان

مقدمه 18

سفرنامه خانلرخان اعتصام الملك ( فارسى )

مىشود و بسيار ناراحت . روز بعد با چادرنماز از در خلوت دار الحكومه فرار مىكند و به منزل شيخ الاسلام شيرازى مجتهد ، كه در همان حوالى بود مىرود و بست مىنشيند . جريان را براى پدرش مىنويسد . جهانگير ميرزا ماجرا را به عرض ناصر الدين شاه مىرساند . شاه به فيروز ميرزا تكليف مىكند كه شاهزاده خانم را كه فقط چند ماهى زن او بود ، طلاق بدهد و با احترام هرچه تمامتر روانهء قم كند . ميرزا خانلر خان وقتى كه از مأموريت آذربايجان مراجعت مىكند ، به قم مىرود و شاهزاده خانم را از پدرش خواستگارى مىكند . ولى پدر راضى نمىشود . در خلال مدتى كه شاهزاده خانم در قم بسر مىبرد ، ميرزا خانلر خان بتوسط خواهرش با شاهزاده خانم مكاتبه داشته و حتى از لندن هدايائى براى او آورده بود . تا اينكه جهانگير ميرزا در سفر عتبات حدود سال 1280 ق فوت مىكند . شاهزاده خانم تا اندازه‌اى آزادى اظهارنظر در انتخاب شوهر به دست مىآورد . ميرزا خانلر خان به توسط دوستانى كه داشته مجددا از او خواستگارى كرده و در سال 1282 ق با شاهزاده خانم ازدواج مىنمايد . * * * تا سال 1270 ه - ق در دار الحكومهء قم مشغول خدمت بود . ولى ماهى پنج تومان كفاف مخارج خانواده را نمىكند . ناچار به تهران مىرود و نمونه‌هائى از خطوربط خود را از نظر ناصر الدين شاه مىگذراند و مورد توجه و عنايت قرار مىگيرد . در خدمت فريدون ميرزا فرمانفرما والى خراسان و وزارت ميرزا فضل اللّه نورى وزير نظام به مشهد مىرود و متصدى انشاء فرامين خراسان مىگردد . تا سال 1272 ه - ق در خراسان بود . ميرزا فضل اللّه وزير نظام در سال 1272 ه - ق به تهران احضار مىشود و در سال بعد كه ادرشير ميرزا حاكم تهران ملقب به ركن الدوله به حكومت آذربايجان نائل