ميرزا خانلرخان
مقدمه 17
سفرنامه خانلرخان اعتصام الملك ( فارسى )
اعتماد الدوله كه بعد از ميرزا تقى خان اميركبير به صدارت رسيد ) به حكومت قم منصوب گرديد ، بطوريكه مادرم هما محمودى دختر ميرزا خانلر خان نقل مىكند ، با ماهى پنج تومان در دار الحكومهء قم بعنوان منشى استخدام مىشود . در اين زمان كه شاهزادهء جهانگير ميرزا ، پسر محمد على ميرزاى دولتشاه در قم اقامت داشت ، ميرزا خانلر خان را بعنوان معلم پسرش جهاندار ميرزا استخدام مىكند . جهانگير ميرزا نيز دختر پنج شش سالهء زيبائى داشت بنام بىبى جهان كه اغلب به اطاق درس آنان مىرفت و با عروسكش بازى مىكرد . ميرزا خانلر خان شيفتهء اين دختر زيبا مىشود . ولى بواسطهء سن كم اين دختر و به ملاحظهء تفاوت مقام ، جرأت اظهار اشتياق نداشت . اما محبت او هميشه در دلش بود . تا اينكه اين دختر يازده دوازده ساله مىشود . پدرش او را به شاهزادهء فيروز ميرزا « 1 » نصرت الدوله والى فارس مىدهد . فيروز ميرزا مردى قسى القلب و معتاد به الكل بود . عادت داشت كه نيمههاى شب آب بنوشد . براى اين منظور هميشه كنيزى كنار در اطاق خوابش بايد كشيك بدهد تا هر وقت شاهزاده آب طلب كند ، فورا ظرف آب را به او رساند . يكى از شبها كنيز بيچاره بخواب مىرود . شاهزاده هرچه صدا مىكند كنيز نمىشنود . شاهزاده متغير گشته ، با خنجرى كه هميشه زير بالش مىگذاشته ، قلب كنيز را هدف قرار مىدهد . از اين ماجرا شاهزاده خانم متوحشانه بيدار
--> ( 1 ) - فيروز ميرزا نصرت الدوله ( فرمانفرما ) 1233 - 1303 ه - ق پسر شانزدهم عباس ميرزا نايب السلطنه بار اول از 1250 تا 1252 و بار دوم از 1266 تا 1269 ق والى فارس بود . اين واقعه در بار دوم حكومتش روى داد . اعتماد السلطنه در يادداشتهاى روزانهء خود مىنويسد : شنبهء 26 ربيع الاول 1303 ديشب فرمانفرما پسر عباس ميرزا نايب السلطنه عموى شاه در سن هفتاد سالگى به مرض ذات الجنب و افراط شراب فوت شد . اين شاهزاده خيلى مرد خوشخوئى بود . حكومتهاى زيادى كرد اما جوانمرد و عياش بود ، كمانچه را خوب مىزد .