ميرزا خانلرخان

127

سفرنامه خانلرخان اعتصام الملك ( فارسى )

و تعريف انوشيروان ميرزا . اين كاغذ دستم بود . رفتم منزل قهرمان ميرزا . گفت : چيست ؟ دادم خواند . گفتم به هادى خان بگوئيد ، چند روز است مشغول خواندن اين كاغذها هستم . كاغذهاى مشهد را هم دادم به قهرمان ميرزا كه فردا عازم مشهد است ببرد . تا دو ساعتى شب آنجا بودم . حالا به منزل آمده ، روزنامه نوشتم . روز يكشنبهء يازدهم . صبح برخاستم . حاجى محمد ، رئيس جماعت پيله‌كش آمد با عريضهء شكايت از هادى خان و رضامندى از انوشيروان ميرزا و شكوه از مستشار و ميرزا محمد حسين نايب الحكومه . اما شكايتهايش مأخذ صحيح نداشت . جوابهاى به قاعده به او گفتم او رفت . ميرزا محمد حسين آمد . عريضهء او را ديد ، از جوابهاى من خيلى مشعوف و ممنون شد . كاظم خان كدكنى آمد . دو فقره شكايت از تعدى ، انوشيروان ميرزا كرد . از او سند خواستم ، رفت كه سند خود را بياورد . ظهر با ميرزا محمد حسين نهار خوردم . او رفت . من ساعتى راحت كرده ، وقت عصر به بازديد حاجى سيد محمد ازغندى رفتم . مغرب به منزل آمده ، آسوده شدم . آدم حاجى محمد ميرزا آمد . شش دانه خربزهء محولاتى آورد . روز دوشنبهء دوازدهم . صبح برخاستم ، دوغ و شوره خوردم . پسر ميرزا محمد حسين آمد . قدرى گذشت خودش آمد . كاظم خان كدكنى اسناد خودش را آورد . محقق شد كه انوشيروان ميرزا از كدكنى هم حق مباشرى را دوبار گرفته . تفصيل اين اجمال اينكه در به دو امر حق مباشرى را بر اصل ماليات و بر تخفيف ، جمع بسته و حال آنكه نبايد بر تخفيف حق مباشرى وارد آيد . بعد كه اين عمل او در مشهد خدمت ظهير الدوله معلوم شده است ، ده‌يك تخفيف را پاى انوشيروان ميرزا برگردانيده‌اند به عوض مباشرى . او هم در ثانى همين برگشت تخفيف را حواله كرده از رعيت گرفته است . و نيز حاجى حسين بيك ياور آمد با نوشته و استشهاد و عريضه كه به دستخط ركن الدوله رسيده بود . و شهادت جمعى از حاضرين معلوم كرد كه