ميرزا خانلرخان

128

سفرنامه خانلرخان اعتصام الملك ( فارسى )

انوشيروان ميرزا نود تومان بعد از رسيدن خبر فوت او از سرخس از برادر و پسرش گرفته است . سيدى از اهل موسىآباد اظهار كرد كه برادرم را متهم كردند و سيزده تومان و نيم از من جريمه گرفتند ، جمعى هم شهادت دادند ، حتى ملا عبد الجواد مجتهد . شخص ديگر هم ادعاى هشت تومان و نيم كرد . بعد از ساعتى آمد گفت : من عرضى ندارم و از شاهزاده راضيم . در زمان شاهزاده از من پانزده هزار قلق فراش گرفتند ، امسال پانصد تومان داده‌ام . نهار خورديم . ميرزا محمد حسين رفت . من راحت كردم . بعد از ساعتى سيد متولى طبس به ديدن آمد . از مشهد آمده به طبس مىرفت . ساعتى نشست ، رفت . بعد ملائى از اهل تربت آمد . او رفت من هم رفتم به بازديد ميرزا محمد باقر پيشنماز . وقت غروب به منزل آمدم . روز سه‌شنبهء سيزدهم . صبح برخاسته ، دوغ و شوره خوردم . از منزل بيرون آمده ، از دروازهء نيشابور بيرون رفتم . ميانهء آن دروازه و دروازهء جلگه ، خارج شهر قلعهء محكمى حسنعلى خان پسر بزرگ اسحق خان ساخته بوده است . حالا مخروبه است . آنجا را تماشا كردم . خيلى محكم جائى بوده . ولى تمام از گل چينه و خشت خام . آنجا يك ضعيفه پيدا شد كه زن رمضان نام بوده‌ام ، باغى در شهر آباد كرده بودم . هادى خان در سال گرانى از دست ما گرفت . به ازاى اعيانى ، يك قطعهء آن‌كه در اراضى ارك اسحق واقع شده بود ، بيست تومان به ما داد . ولى قطعهء ديگر آن را كه خارج از ارك واقع است غصبا تصرف كرده چيزى نداد . از آنجا ضعيفه خواهش كرد كه بروم باغ را ببينم . با او همراهى كردم . باغ را ديدم . باغ حالا در تصرف هادى خان است . دو سه خانهء گلى هم در كنار باغ است كه دو سه كنيز هادى خان آنجا سكنى دارند . پسر بيست و هشت ساله‌اى هم هادى خان دارد ، مسمى به قلى خان كه هفت سال است ديوانه شده ، در آن باغ منزل دارد . اتصالا در آن باغ گردش مىكند . جميع حركاتش به قاعده است ، الا اينكه با كسى تكلم نمىكند ، آمد