ميرزا خانلرخان
91
سفرنامه خانلرخان اعتصام الملك ( فارسى )
ملا محمود از بخارا و بقتل رسيدن فروشندهء او خدمت حضرت اجل « 1 » عرض كردم . ميرزا حيدر على خان و ميرزا على محمد پسر مستشار الملك كه آنجا آمده بودند ، تكليف كردند كه برويم به تكيهء دولتى و تعزيه . در اين بين مسموع شد كه جنب تلگرافخانه و در صحن جديد ، كاغذى به ديوار چسبانيدهاند . شرحى مبسوط از تعديات و سوء رفتار مستشار الملك در آن نوشته شده . پسر مستشار فرستاد كاغذها را كندند ، آوردند . از آنجا به اتفاق رفتيم به تكيه كه در خيابان عليا در كاروانسراى مرحوم ميرزا فضل اللّه وزير نظام وقفى سركار فيض آثار ، بستهاند . در يكى از غرفات آنجا نشستيم . بعد از ساعتى نايب التوليه و مصطفى قلى خان ميرپنجه و عزيز اللّه سرتيپ و اصلان خان سرتيپ توپخانه و جمعى از صاحبمنصبان نظامى و عبد اللّه خان سرهنگ ، محمد حسين ميرزاى تلگرافچى نبيرهء مؤيد الدوله ، كوچك ميرزاى پسر حاجى محمد ولى ميرزا هم آمدند . دو ساعت به غروب مانده شاهزاده ركن الدوله هم تشريف آوردند به غرفهء مخصوص خودشان در پشت آغشقه آينه نشستند . تعزيه به مجلس آوردند . مجلس شهادت طفلان زينب و شهادت حضرت على اكبر سلام اللّه عليهم بود . وضع تكيه و تعزيه همه خوب و مرغوب بود . پس از انقضاى مجلس ، ميرپنجه وعدهء فردا شب را خواست . وقت غروب برخاسته به حرم مشرف شده ، زيارت كرده ، به منزل آمدم . ميرزا اسمعيل منشى مستشار الملك آمده منتظر من بود . ميرزا صادق پسر ميرزا كاظم و سيدى از اهل مشهد هم به ديدن آمده بودند . اسب حاضر كردند ، سوار شده به اتفاق ميرزا اسمعيل روانهء منزل مستشار الملك شديم . باران مىباريد . زمينها بسيار گل بود . به زحمت رفتيم . مستشار الملك در اطاقى خلوت با پسر ميرزا على محمد و دو نفر ديگر نشسته منتظر من بود . داخل شدم . مستشار الملك برخاست . خيلى اظهار مسرت و مهربانى از ورودم كرد ، و عذرخواهى از
--> ( 1 ) - مقصود از حضرت اجل در اين سفرنامه همهجا ميرزا حسين خان مشير الدوله سپهسالار است كه در اين زمان وزير امور خارجه بوده و امور خراسان نيز زير نظر او بود .