هنرى پاتينجر ( مترجم : شاپور گودرزى )
44
مسافرت سند وبلوچستان ( سفرنامه پاتينجر ) ( فارسى )
ديده بودند صحبت مىكرديم باهوش و مهارت خاصى از عهده جواب برمىآمدند ولى اگر از آنان در مورد مطالبى سؤال مىكرديم كه خود به چشم نديده بودند قدرت تفكر و ذهن آنان به حد يك بچه يكساله شيرخوار تنزل مىكرد . گويا تمام بوميانى كه در مسير آسيائى من قرار داشتند چنينند و از تجربيات روزانه دريافتهام كه اين مردم فقط با بديهيات و مشاهدات و محدوده خويش مشغولند و هرگز درصدد آن نيستند كه از دنياى خارج از محيط خود مطلع گرديده سوالات و تحقيقاتى بنمايند و عامه دنبال غور و تفحصى نيستند . البته در اين قاعده ، استثنائى ممكنست يافت شود ولى فكر مىكنم مشتثنيات محدود باشند : درست است كه هندوئى ، از بهترين و آمادهترين بازار كالا مطلع بوده و آنچه بخواهيد در آنباره خواهد گفت و يا مسلمان اسبفروش ميداند كه براى خريد ارزانترين و بهترين اسب كجا برود ، اما در اين موارد محرك اين سوداگران نفع و آزى است كه آنانرا وادار مىكند تا در پى كسب چنين اطلاعات اقتصادى برايند . در نتيجه دو سوالى كه فيض محمود از ما كرد تصور كرديم شايد اقلا اين افغانى بيش از ديگران از دنياى خارج از محيط خودش مطلع باشد ولى ضمن محاوراتى كه به عمل آمد معلوم گرديد اطلاعات اين فرد هم سطحى و غيرمعقول است . او خيلى مودبانه سوال مىكرد كه ايا مىدانيم فرينجى « 1 » firingee ( حاكم اروپائى بمبئى ) مسلمان است يا هندو ؟ و چند دقيقه پس از آن پرسيد ، ( خانم كمپانى ( Company چند سال دارد . اول نتوانستم منظور او را دريابم ولى با توضيح بعدى وى متوجه گرديدم كه منظورش كمپانى بازرگانى هند است . در ذهن او ( كمپانى ) عبارت بود از پيرزنى بسيار پولدار . اين تصور نامعقول مرا وادار نمود تا آنجا كه مىتوانستم و شايد بيش از قدرت فهمش ، چگونگى سركار ( حاكم بمبئى ) و چيزى را كه اروپائيان كمپانى مىنامند برايش توضيح دهم . مطلبى را كه به سختى باور كرده و بندرت درك نمود . در اين تشخيص حق بجانب من بود ، زيرا پس از آنهمه توضيح از دوام سن خارق العاده پيرزن ( از زمانى كه كوتى - كارخانه كمپانى در سند درست
--> ( 1 ) - شايد منظور فرنگى باشد ( توضيح مترجم )