هنرى پاتينجر ( مترجم : شاپور گودرزى )

30

مسافرت سند وبلوچستان ( سفرنامه پاتينجر ) ( فارسى )

داشتيم . يك توده نامنظم كوهستان عريان و سنگى كه در ميان آن تعدادى چوپان براهوئى در چادرهاى سياه ( خيل ) و جوامع كوچك زندگى ميكردند بس شكوهمند بود . هيچ‌چيز عالىتر و زيباتر و شاهانه‌تر از اين منظره نميتواند باشد . سكوت شكوهمند محل ، مناظر متنوعى كه چشم در ميان كوهستان مضرس و شگفت‌انگيز مىديد به امواجى ميمانست در درياى طوفانى كه در عالم خيال ارتفاع مييافت ، خرد ميشد ، ميگسست و آرام مىگرفت . اثر اين مناظر بديع بىاختيار ذهن و احساس را وادار بتحسين و تمجيد ميكرد . با آنكه بمرتفع‌ترين قسمت معبر رسيده از آن خارج شديم ولى در سراشيبى نيفتاديم و در واقع مسافرتمان در دشت سنگى و هموار ولى مرتفع ادامه مييافت . پس از چند ميل پيشروى توقف كرديم تا شتران ساعتى از سرشاخه‌هائى كه در بستر رود كوهستانى ارناچ Oornach وجود داشت تغذيه كنند و از آب تازه و صاف آن بياشامند . قضا را چوپانى براهوئى كه گله بزرگى از گوسفند و بز اداره ميكرد در آنجا بما پيوست . از او مقدارى شير گرفتيم و همچنين گوسفندى ببهاى يك روپيه خريديم . از آنجا 5 مايل پيشتر رانده و در عصر بناحيه‌اى بنام توركبر « 1 » رسيديم . اين منزلگاه را براى استراحت انتخاب كرده شب در آنجا مانديم . در اينجا نيز آتشى برافروختيم و شام مطبوعى از كباب گوشت گوسفند در كنار آتش درخشان و گرم لذت زايد الوصفى داشت . مهارت و چالاكى و روش شتربان ما در ذبح گوسفند قابل‌تحسين است . وى گوشت را بقطعات ( لقمه ) كوچك تقسيم كرد و بسيخ آهنى كشيد و آنگاه كبابى عالى ساخت كه بسيار مطبوع و دلپسند بود . مىگويند نام اين محل از اسم يك ديو معروف يا نيمه خدا ( Demigod ) بنام تور Toor كه قبرش نيز در آنجا مشخص گرديده گرفته شده است . سوم فوريه - در ساعت 7 صبح تور كبر را ترك كرده در طول روز 24 ميل مسافرت كرديم .

--> ( 1 ) - توركبر به معناى قبر تور - مركب از كبر ( بلهجه بلوچى ) و تور