هنرى پاتينجر ( مترجم : شاپور گودرزى )
15
مسافرت سند وبلوچستان ( سفرنامه پاتينجر ) ( فارسى )
نداشت . نه چوبدار يا گرزدار و نه آنهائى كه دوروبر جم نشسته بودند هنگام محاوره ملاحظات و عقايد خويش را ابراز نداشتند و در عوض در آن هنگام همه بحث كرده ابراز مىداشتند كه جم آنچنان مورد احترام و قبول ماست كه جاى بحثى نيست در آن هنگام كه در دربار بوديم عربى نامهاى تقديم داشت كه برطبق سنتى كه در سراسر اين كشور معمول است بصداى بلند خوانده شد . موضوع نامه مربوط بقايقى متعلق به امام مسقط بود كه در ايامى پيش از اين در ساحل سونمنى رانده و شكسته شده و از آن قايق معدودى اشياء ناقابل بدست آمده بود . امام درخواست كرده بود كه اشياء پيدا شده براى صاحبانش ارسال گردد . اثر نامه به حدى بود كه فورا فرمانهائى با صداى رسا از جانب ديوان ، دربار عام عمومى اعلام گرديد . مشاهده كردم نامه به فارسى و با سبك و انشاء عالى و محترمانه تحرير شده بود و بدون هيچ شكى معلوم بود كه جم به نامه امام بىنهايت توجه دارد ، و بسيار دقت مىكرد تا منشى كاملا آن را ترجمه كند . ترجمه اين نامه به زبان جدگالى كه لهجه محاورهاى اين سرزمين مىباشد به عمل مىآمد . در موقع بازگشت از دربار وارد بازار شده بقدمزدن و تماشا پرداختيم ، بازارى بود بسيار پاكيزه ولى كوچهها تنگ و باريكند . به علت ارتفاع شهر و سنگى بودن زمين ، هوا و خاك خشك بوده در هنگام بارندگى براى لحظهاى هم كه باشد باران به زمين فرو نميرود . بلا در ساحل شمالى رودخانه پورعلى ساخته شده است . در حدود 3 / 1 شهر در قسمت شمالغربى با ديوار گلى خوب و نسبتا مقاومى احاطه شده و بقيه شهر در برابر حملات و تجاوزات احتمالى سواره و يا پياده بلادفاع است . شهر بيش از دو هزار خانه دارد كه از بين آنها 250 خانه يا سيصد خانه بهندوان تعلق دارد كه از امنيت كامل نيز بهرهور بوده و از كار بازرگانى آنان نيز در تحت حكومت آرام و عادلانه جم حمايت و حفاظت مىشود . وقتى بخانهاى كه در آن ساكن بوديم بازگشتيم تجار زيادى از اهالى مولتان « 1 »
--> ( 1 ) - مولتان شهرى است وسيع و مركز بازرگانى در پنجاب