هنرى پاتينجر ( مترجم : شاپور گودرزى )
16
مسافرت سند وبلوچستان ( سفرنامه پاتينجر ) ( فارسى )
Multan و شيكاپور « 1 » Shikapoor بديدارمان آمدند و در مسائل و موضوعات مختلف بازرگانى باهم گفتگو نموديم . طبق معمول محل از ايشان با ميخك و فوفل پذيرائى شد و آنقدر در مسائل مربوط به تجارت داد سخن داديم كه از خبرگى و لياقت ما در امور بازرگانى تحت تأثير قرار گرفته و با افكارى مساعد و اعجابانگيز ما را ترك كردند . در اين مباحثات وقتى همسفر محترمم كاپتن كريستى درباره توصيف كالائى كه بيشتر مناسب بازار بمبئى يا بازار ساير مراكز تجارتى هند بود داد سخن ميداد نتوانستم از خنده قلبى خويش خوددارى كنم . ملاقاتكنندگان ما چنان با ولع و خوشباورى به اين مطلب گوش ميدادند و چنان كاپتن كريستى قيافه حقبجانب به خود گرفته بود كه حتى هندوهاى خودمان نيز بانچه واقف و آگاه بودند مشكوك گرديده تصور مىكردند شايد استنباط و اطلاعات ايشان از بازار بمبئى تا به حال نادرست بوده است و پس از رفتن مهمانان نيز با خود بحث و جدلى داشتند كه ايا مطالبى را كه سروان كريستى در امور بازرگانى ابراز داشت جاهلانه نبود . گرچه ممكنست اين حيله و تمهيد ناچيز به نظر آيد ولى بعدها براى ما با نتايج سودمند و مفيدى همراه بود و شايد بدون انجام اين نمايش مقدور نبود كه بتجار بلا بفهمانيم كه كار بازرگانى از آغاز پيشه اصلى ما بوده است و در انحراف افكار و تغيير بدگمانى مردم توفيق يابيم 24 ژانويه - ديوان جم ، يا رئيس دربار ، امروز صبح نزد ما آمد و ضمن ابلاغ مراحم اربابش از سلامتى ما استفسار نمود . از اينهمه احترام و رفتار مودبانهاى كه با ما نمود مضطرب و در نهان ازرده خاطر شديم ، زيرا معتقد بوديم كه با خدمتگزاران سوندرجى و با توجه بحرفهاى كه داريم و خود را بازرگان اسب معرفى كرده بوديم نمىبايست به اين نحو رفتار نمايند و شك و ترديد از شناسائى بر وجودمان غلبه كرد . تنها كارى كه نموديم آن بود كه در برابر رفتار مودبانه و احترامآميز ديوان
--> ( 1 ) - شيكارپور در مشرق كلات و با فاصلهاى از ساحل غربى سند قرار دارد و از لحاظ بازرگانى مهم است .