هنرى پاتينجر ( مترجم : شاپور گودرزى )

2

مسافرت سند وبلوچستان ( سفرنامه پاتينجر ) ( فارسى )

فروش افغانى كه در راه مراجعت به وطن بودند با ما همسفرند . بخاطر جلب آشنائى جاى كافى بتازه‌واردين داديم و اميدوار بوديم پس از رسيدن به خشكى از اين دوستى و ابراز محبت بهره‌بردارى كنيم . وقتى سوار قايق ميشديم هوا كاملا تاريك بود و نسيم خنك و مفرح ما را در مسافت قابل‌توجهى به داخل دريا كشاند . شب‌هنگام از شناخته شدن خويش بيمى نداشتيم و براى آنكه در روشنائى روز شناخته نشويم لباس و هيات اروپائى را به لباس و چهره محلى مبدل كرده و آنچنان تغيير قيافه داده بوديم كه تصور شناسائى ما نميرفت با همه احوال افغانها در وجود ما دقيق شده و سرانجام از رنك پوست تشخيص دادند كه اروپائى هستيم . معهذا بنظريات و مقاصد واقعى و خصوصيات ما مشكوك نگرديدند . در طى سفر دريافتيم كه دو سه نفر از افغانها باهوش‌تر و از تمدن بيشترى بهرورند و ضمن آشنائى و گفتگو اطلاعاتى بما دادند كه بسيار جالب بود و در واقع پايه و اساس طرح نقشه‌هاى آينده و برنامه مسافرتمان گرديد . در هفتم ژانويه ارتفاعات جوناگر Joonagur واقع در ساحل گجرات ، از دور نمايان گرديد و فرداى آن روز در پوربندر Poorbandar لنگر انداختيم . علت اصلى توقف ، مذاكره حضورى با سوندرجى بود كه با موافقت سياسى راجه در استخدام حكومت بمبئى خدمت مىكرد . براى آنكه بتوانيم به قدر كافى در اين محل توقف نمائيم چنين شايع كرديم كه آب مصرفى تمام شده و مجبوريم در بندر لنگر بيندازيم . بمحض توقف كشتى بادبانى ، من و كريستى بساحل رفتيم و دو روز در منزل كاپتن ماكسفيلد Caqtain Maxfield عضو كمپانى دريائى Honorable Company , s Marine و رئيس گمرك ( Custom Master ) محل مانديم . پوربندر در ساحل جنوبغربى گجرات در يك شكاف دريائى احداث گرديده و در واقع شهر بزرگ و پرجمعيتى است كه ساكنين آن در تجارت پررونقى با بمبئى و سند و مالابار مشغولند . تمام اراضى اين ناحيه هموار بوده فقط رشته كوهستانى در فاصله 12