هنرى پاتينجر ( مترجم : شاپور گودرزى )

مقدمه 10

مسافرت سند وبلوچستان ( سفرنامه پاتينجر ) ( فارسى )

بخش يازدهم : سرزمين عريان و خالى از سكنه - بلوچهاى سرحد - دهى كه غارت شد - تغير و تهديدهاى راهنما - بستر رودخانه - جنگل انبوه - انواع درختان - راه پرپيچ‌وخم - ده آسمان آباد - وصف بستر رود - مزاحمت حيوانات وحشى در شب - دهاتيها گوش بزنگ - عقايد غلطى كه درباره شكار خوك دارند - فقيرى از گروه جدا مىشود - رضامندى مؤلف - شهر ابتر - پذيرائى - سردار يا رئيس - مشكوك شدند كه مؤلف شاهزاده‌ايست در لباس مبدل - تغيير محاوره بر اثر هديه يك اسلحه كمرى برئيس - دريافت نامه - شهر فهرج ( پهره ) - پذيرايى - كشف شد كه مؤلف اروپايى است - به علت آزادگى رييس نتيجه بد حاصل نگرديد - يأس و آزردگى راهنما - رفتار او - يك روز توقف براى تهيه وسايل - بلوچها خيلى مزاحم بودند - يكنفر گوسايى ميرسد - آوارگى و داستان آن - پيشنهاد مؤلف درباره همسفر شدن او - پذيرايى عمومى رييس - كجا برپا شد - دورهم جمع شدن در يك شب - محاورات و مباحثات - افكار ناپخته رييس - تمثيل از طريق لطيفه‌اى - عذرخواهى مؤلف از زياده‌روى - عقيده‌اش . 187 - 176 بخش دوازدهم : رسيدن به بمپور - سرزمين بين راه - جويها - راهنما مرخص مىشود و با شترى كه به او هديه شد بخانه‌اش باز ميگردد - شهر ابتر و فهرج - وسعت - طايفه رئيس - سوابق تاريخى مختصر درباره آن - پيدايش و توسعه آن - بلوچهاى مالكى - تقريبا زوال يافته است - توسط كى - اربابيها - چهره عمومى آنها - داستان از نو شروع مىشود - پذيرائى در بمپور - رفتار زشت و برخورد ناهنجار رئيس - عصاى فولادى او - ضمن داستانى كوتاه‌نظر و