هنرى پاتينجر ( مترجم : شاپور گودرزى )
مقدمه 11
مسافرت سند وبلوچستان ( سفرنامه پاتينجر ) ( فارسى )
احترام او نسبت بيك افسر انگليسى شرح داده شد - شام مختصر - آز و طمع رئيس - نصيحت خاص او بمولف - دشمنى با فارسها - نظرى در آنباره - سوالات مؤلف از او - جوابى تند و سرگرمكننده - نظرى در آنباره - امتناع از كمك بمولف - سلاحهاى كمرى را ميخواهد - امتناع شد - غفلت در ارسال غذا - گدائيهاى گوسائى براى خودش و همراهان مولف - دوستى ركگو - نظر او - مولف مجبور شد سلاحهاى كمرى را بدهد - رفتن از بمپور - توصيف آن محل - مردم بمپور - طايفه - خانواده رئيس - شانزده زوجه - مؤلف جوانترين آنها را مىبيند - حضور او بر چه حمل گرديد - حد سيات مؤلف - درآمد رئيس - برادران - زبانى كه در اينجا صحبت مىشود - چهل كيلومتر پيشروى - چاه - خشكرود كاسگين - چشمان مؤلف در نتيجه تابش آفتاب و درخشش نور خورشيد بيمار مىشود - رسيدن به ده به زمان - پذيرائى - پند رئيس - توجه - يك روز توقف - چاه آب گرم جالب - توصيف آن و آبش - تپههاى آتشفشانى - روايت - نظريات رئيس - نام تپه - نوشادر و گوگرد آنجا يافت ميشد - بىصبرى مؤلف - رئيس آن را دريافت - راهنما مىآيد - مهماننوازى و مهربانى كه درباره مؤلف مرعى گرديد - سپاسگزارى او - تشكر پر از احساسات همراهان از رئيس 204 - 187 بخش سيزدهم : خروج از به زمان - مؤلف راهنماى خود را مرخص مينمايد - علت - راهنماى ديگرى اجير مىكند - راه - وضع طبيعى محل - ده به زمان - آخرين ده در بلوچستان - توصيف آن - چگونگى بناها - سردار يا رئيس - طايفهاش - عايدات - رفتار و سنن - زبان - كسبوكار - راه بيابانى و عريان - گرماى فوق العاده - مؤلف و همراهانش از تشنگى رنج مىبرند -