آنتونى شرلى ( مترجم : آوانس )
84
سفرنامه برادران شرلى ( فارسى )
كسى معترض ما نشود . سر آنتوان از شاه حكمى براى حصول اين قصد صادر كرد . روز بعد سر آنتوان از اصفهان به قدر چهار فرسخ به استقبال او رفته و با صد نفر سوار از او پذيرايى كرد و به شهر آورد و در خانه خود منزل داد . روز ديگر او را به حضور شاه برد و پادشاه محض خاطر سر آنتوان از او پذيرايى بسيار خوبى نمود و صليبى از طلا مكلل به الماس و فيروزه و ياقوت به او يادگار داد . اين صليب را كشيشى موسوم به ژان به شاه پيشكش داده بود . پادشاه از اين كشيش پرسيد كه شما كجاها سياحت كردهايد . كشيش جواب داد كه پاپ مرا به منزلهء نايب خود ميان عيسويان اين حوالى فرستاده است . پادشاه گفت پاپ ! پاپ چه معنى دارد ؟ اگرچه اين مطلب را خوب مىدانست ولى طورى وانمود كرد كه هيچ نمىداند . كشيش جواب داد پاپ جانشين حضرت عيسى است در اين دنيا كه معاصى مردم را عفو نمايد . پادشاه گفت از اين قرار بايد خيلى پير باشد كه از وقت حضرت عيسى تاكنون زنده است و جانشين اوست . كشيش جواب داد خير ، اينطور نيست . از آنوقت تاكنون پاپهاى متعدد آمدهاند و وقتى پاپى مىميرد كس ديگرى در جاى او قرار مىگيرد . پادشاه گفت چه مىگوييد ، از اين قرار آنها هم مثل ما آدم هستند و در ايتاليا يا در رم متولد شدهاند . كشيش جواب داد بلى . پادشاه گفت خوب اين اشخاص هيچ وقتى از اوقات با عيسى يا خداى متعال صحبت داشتهاند ؟ كشيش گفت خير . پادشاه گفت كه من اعتقاد ندارم كه كسى در دنيا حق عفو معاصى مردم را داشته باشد جز خود