آنتونى شرلى ( مترجم : آوانس )
80
سفرنامه برادران شرلى ( فارسى )
پيشكش مىكنم ولى اين يكى را به من ببخشيد ، زيرا كه تمام مايملك من همين است . پادشاه نهايت متغير شده و داد او را زنجير كردند و خود فورا رفت كه آن تخت روان را تماشا كند . معلوم شد كه در ميان آن صندوقى بوده است و حكم كرد كه آن را شكسته ببينند در آن ميان چه چيزى است . وقتى باز كردند چيزى در ميان آن نيافتند جز لباسهاى كهنهء شيرفروشى و ظروفى كه در ميان آن شير مىفروخت . وقتى پادشاه اين را ديد به گريه درآمد ، زيرا كه بىجهت صدمهء زياد به آن شخص زده بود . بعد پرسيد كه چرا اين اشياء را با اين همه مواظبت حفظ كردهاى ، گفت جهت اين است كه الطاف پادشاه بسته به يك تقصير بسيار جزيى است و ممكن است يك وقتى روزگار من نهايت سخت شود زيرا كه جمع كثيرى در دربار هستند كه همه به شئونات و تقرب من حسد مىورزند و اين اشياء را نگاه داشتهام كه اگر باز به حالت اول برگردم وسيلهء معاشى داشته باشم . پادشاه داد آن اشياء را سوزاندند و شئونات زياد به او داده چهار هزار تومان براى او مواجب ساليانه مقرر فرمود كه به پول انگليسى معادل هشت هزار ليره است . در وقت اقامت ما در ايران اين شخص نهايت مقرب بود . فى الحقيقه اين شخص بزرگمنش و آدم درستى بود و در ميان اهل دربار بر همه كس برترى داشت . با سر آنتوان و جميع آدمهاى او به خصوص با من كمال مهربانى را مىنمود . فى الواقع در حق من التفاتهاى زيادى كرد . شاه عباس غالبا اشخاص درجهء پست را بدين قسم ترقى داده و به مراتب شئونات زياد نايل ساخته است .