آنتونى شرلى ( مترجم : آوانس )

77

سفرنامه برادران شرلى ( فارسى )

حياط منبرى مىگذارند . همچنين حوضى هست كه مردم قبل از نماز وضو مىگيرند . مردمان مقدس دارند كه به آنها اعتماد زياد دارند ، و وقتى مىخواهند سفر كنند از آنها استفسار مىنمايند و آنها خبر مىدهند كه در اين سفر چه در پيش خواهد آمد . اين اشخاص برهنه راه مىروند . حتى پيراهن ندارند . فقط لباسى از نمد آبى رنگ مىپوشند و هر سال در روز قتل مرتضى على با كارد خود را مجروح مىكنند . و به‌طورى عذابهاى سخت به خود مىدهند كه گاهى مىميرند . كشيش‌هاى آنها لباس سفيد مىپوشند و هر روز جمعه وعظ مىكنند . با كمال حضور قلب نماز مىگذارند . و من بعضى از آنها را ديدم به‌طورى غرق عبادت شده بودند كه به كلى مبهوت گشته بودند . تقريبا در همان اوقاتى كه ما در انگليس پرهيز نگاه مىداريم ، اينها روزه مىگيرند كه بيست و نه روز طول مىكشد . در تمام روز هيچ غذايى نمىخورند تا اين‌كه غروب مىشود آن‌وقت افطار مىنمايند . و تمام شب را به خوش‌گذرانى مىپردازند . مردمان معقول هيچ‌وقت شراب نمىخورند مگر در صورتى كه پادشاه مجاز داند و گاهى پادشاه در حالت شادى اعلانى صادر مىكند كه تا سه روز هركس مختار است كه به قدر ميل شراب بخورد و عيش كند . آن‌وقت جمعى شرب مىنمايند و پادشاه در كوچه‌ها گردش كرده به ديدن آنها خوشحال مىشود ولى بعد از آن سه روز اگر كسى را در حالت مستى ببيند سر او را مىبرند . عيسويها و آدمهاى شاه هميشه در خوردن شراب مختارند . در اين مملكت انواع فواكه وفور دارد همچنين گندم زياد است و نان ارزان و ساير مأكولات هم به قيمت مناسب است . قسمت غالب