آنتونى شرلى ( مترجم : آوانس )

42

سفرنامه برادران شرلى ( فارسى )

نرسيدند . به اين جهت آن تاجر بيچاره را گرفته پنج هزار كرون از او جريمه گرفتند . مبلغى كه آن تاجر فلورانس به من داد نمىخواهم در اين‌جا ذكر كنم زيرا كه بعضى اشخاص صدق‌گويى سايرين را به خود قياس نموده باور نخواهند كرد و چنين سخاوتى را كه خود دارا نيستند ممتنع خواهند دانست . ولى همين‌قدر مىگويم كه آن مبلغ به قدرى بود كه از بغداد تا سرحد سى روز و از سرحد تا قزوين پانزده روز سفر كرده و يك ماه در قزوين منتظر ورود پادشاه شديم و آن مبلغ نه تنها به طور وفور كفايت مخارج كرد بلكه لباس‌هاى فاخر هم خريديم كه به طور شايسته به حضور پادشاه برسيم و پيشكش‌هاى گرانبها نيز تقديم نموديم . » مصنف گويد خلاصه بعد از يك ماه اقامت در بغداد قافله‌اى از تجار ايرانى پيدا شد كه به ايران مىرفتند و از رفاقت ما نهايت خوشحال شدند زيرا كه تجار در اين حوالى با جمعيت كثير سفر مىكنند . گاهى قافلهء آن‌ها عبارت از دو هزار نفر بيشتر است زيرا كه دستجات بزرگ قطاع الطريق به‌هم مىرسد ، و تجار جمع شده قافلهء كثير العددى را ترتيب مىدهند . اما در باب زندگى خود در بغداد و روابط ما با اهل آن شهر بايد اظهار كنم كه به مراتب بهتر از ساير جاها بود . در آن‌جا به‌طور آزادى آمد و شد مىكرديم ، بدون اينكه كسى متعرض شود و همه‌كس نسبت به ما مهربانى مىكرد به استثناى خود حاكم . بالاخره از بغداد عازم شديم و از شهر پنج - شش ميل دور نشده بوديم كه آن ارمنى كه در حق سر آنتوان آن همه مرحمت را كرده بود