آنتونى شرلى ( مترجم : آوانس )

29

سفرنامه برادران شرلى ( فارسى )

آن آزادى و اختيار كلى است كه سلطان عثمانى به سربازان خود يعنى ينكيچريان مىدهد . مثلا آنها مىتوانند براى خود و اسب‌هاى خود مأكول و علوفه لازمه را از همه كس بگيرند ، بدون اين‌كه يك شاهى پول بدهند و در هر بلدى كه در تحت تصرف عثمانى است اين اختيار را دارند . اگر مردم رضايت خاطر آن‌ها را فراهم نياورند ، آنها تبعه را مثل سگ مىزنند . و اگر كسى در مقام ضديت برآيد ، جميع مايملك او ضبط ديوان خواهد شد . در هنگام اقامت من در عثمانى اتفاق رقت‌انگيزى به دست اين ينكيچرىها روى داد و تفصيل آن از اين قرار است : شش نفر ينكيچرى سفر مىكردند و به شهرى رسيده با كمال شرارت به زنهاى آن شهر دست‌اندازى كردند . مردهاى آن شهر از اين شرارت‌ها به تنگ آمده به ضديت پرداختند . به طورى كه آخر الامر يك نفر از ينكيچرىها كشته شد و پنج نفر ديگر فورا فرار كردند و به حلب كه بيست ميل از آن محل مسافت داشت آمده براى ينكيچرىهاى ساخلوى آن‌جا تفصيل واقعه را نقل كردند . در اين قلعه هميشه سيصد نفر ينكيچرى سكنى داشتند . روز بعد دويست نفر از آن‌ها به دهى كه يك نفر ينكيچرى در آنجا كشته شده بود هجوم بردند و از مرد و زن و طفل يك نفر باقى نگذاشتند . خانه‌هاى آن‌ها را خراب كرده و جميع مايملك آن‌ها را به غارت بردند . من خود به رأى العين هشت روز بعد از اين واقعه آن قصبه را ديدم . فىالحقيقه اوضاع رقت‌انگيزى در كار بود . ميان عثمانىها جمعى از عيسويان سكنى دارند و عثمانىها با