آنتونى شرلى ( مترجم : آوانس )

30

سفرنامه برادران شرلى ( فارسى )

منتهاى بىانصافى و عدم انسانيت با آنها رفتار مىكنند . زيرا كه اگر يك نفر عيسوى يا يهودى در وقت عبور اتفاقا سنگى از زمين بردارد يا به يك طرفى بيندازد و يك نفر عثمانى از آنجا گذر كند اعم از اين‌كه خيلى دور باشد او را متهم مىسازد و قسم مىخورد كه با سنگ مرا مىزد . بنابراين از او بايد انتقام كشيد و آن اين است كه يا بايد عثمانى بود يا جميع مايملك او را ضبط مىكنند كه نصف آن به سلطان مىرسد و نصف ديگر حق تهمت‌زننده است . در بلاد چون عثمانىها زياد هستند عثمانىها همين‌كه مىشنوند كه آن‌ها ثروتى دارند به اين قسم رفتار مىكنند . دو سه نفر عثمانى جمع مىشوند و يك نفر يهودى را گرفته مىكشند و جسد او را در جلو خانهء عيسوى مىاندازند و خودشان هم در اطراف كشيك مىكشند تا اين‌كه صبح مىشود . آن وقت يك نفر صاحب‌منصبى را خبر مىكنند و قسم مىخورند كه ما ديديم عيسوى اين يهودى را كشت . آن وقت بايد عيسوى جبران آن را متحمل بشود و آن اين است كه يا بايد عثمانى بشود يا او را به دار بكشند و يا جميع مايملك و ثروت او را ضبط كنند . خلاصه از اين قبيل تعديات نسبت به عيسوىها زياد به كار مىبرند . اما مساجد آن‌ها اگرچه خيلى باشكوه و مناره‌هاى بلند دارد ولى ناقوس ندارد و شخصى را دارند كه روزى چهار دفعه بالاى منار رفته به صداى بلند مىخواند به‌طورى كه تمام شهر مىشنوند و اهل اسلام را به تبعيت شرع محمد [ ص ] دعوت مىكند . در حياط مساجدشان غالبا حوض بزرگى هست و روى آن خانهء كوچكى ساخته‌اند كه دو قسمت است يك قسمت مخصوص زن‌ها و قسمت